glitterati

[ایالات متحده]/ˈglɪtəˌrɑ:ti:/
[بریتانیا]/ˌɡlɪtə'rɑti/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جامعه مرفه، نخبگان اجتماعی.
Word Forms

جملات نمونه

he spent his nights cavorting with the glitterati .

او شب‌های خود را با افراد مشهور و سرشناس به خوشگویی می‌گذراند.

The glitterati attended the glamorous movie premiere.

اعضای برجسته در افتتاحیه فیلم مجلل حضور داشتند.

The glitterati were seen at the exclusive VIP party.

اعضای برجسته در مهمانی انحصاری VIP دیده شدند.

The glitterati always attract attention wherever they go.

اعضای برجسته همیشه توجه را به خود جلب می‌کنند، مهم نیست کجا بروند.

The glitterati are known for their extravagant lifestyles.

اعضای برجسته به خاطر سبک زندگی پر زرق و برق خود شناخته می‌شوند.

She is part of the glitterati in the fashion industry.

او بخشی از اعضای برجسته در صنعت مد است.

The glitterati gathered at the charity event to support a good cause.

اعضای برجسته برای حمایت از یک هدف خوب در رویداد خیریه گرد هم آمدند.

The glitterati often attend high-profile events and parties.

اعضای برجسته اغلب در رویدادها و مهمانی‌های با اهمیت بالا شرکت می‌کنند.

The glitterati are often featured in magazines and on social media.

اعضای برجسته اغلب در مجلات و رسانه‌های اجتماعی به تصویر کشیده می‌شوند.

The glitterati are known for their influence in various industries.

اعضای برجسته به خاطر نفوذ خود در صنایع مختلف شناخته می‌شوند.

Being part of the glitterati comes with its own set of challenges.

بخشی از اعضای برجسته بودن چالش‌های خاص خود را به همراه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید