gloated over victory
بابت پیروزی خوشحال شدند
gloated at defeat
در مورد شکست خوشحال شدند
gloated about success
در مورد موفقیت خوشحال شدند
gloated in triumph
در شادی پیروزی خوشحال شدند
gloated after winning
بعد از بردن خوشحال شدند
gloated over others
در مورد دیگران خوشحال شدند
gloated with pride
با افتخار خوشحال شدند
gloated in happiness
در خوشحالی خوشحال شدند
gloated at rivals
در مورد رقبای خود خوشحال شدند
gloated over mistakes
در مورد اشتباهات خوشحال شدند
he gloated over his victory in the match.
او بر پیروزی خود در مسابقه با غرور صحبت کرد.
she couldn't help but gloat about her promotion.
او نتوانست جلوی خود را بگیرد و درباره ارتقای خود با غرور صحبت کند.
the fans gloated after their team won the championship.
پس از پیروزی تیمشان، هواداران با غرور جشن گرفتند.
he gloatfully shared the news of his success.
او با غرور خبر موفقیت خود را به اشتراک گذاشت.
they gloated at the misfortunes of their rivals.
آنها به بدبختی رقبای خود با غرور نگاه کردند.
she tried to gloat discreetly, but everyone noticed.
او سعی کرد به طور پنهانی با غرور صحبت کند، اما همه متوجه شدند.
he gloatfully recounted how he outsmarted his opponents.
او با غرور تعریف کرد که چگونه بر رقبای خود غلبه کرد.
after the test results, she couldn't help but gloat.
پس از نتایج آزمون، او نتوانست جلوی خود را بگیرد و با غرور صحبت کند.
they gloat over the success of their project.
آنها بر موفقیت پروژه خود با غرور صحبت میکنند.
he always gloats when he wins a game.
او همیشه وقتی یک بازی را میبرد با غرور صحبت میکند.
gloated over victory
بابت پیروزی خوشحال شدند
gloated at defeat
در مورد شکست خوشحال شدند
gloated about success
در مورد موفقیت خوشحال شدند
gloated in triumph
در شادی پیروزی خوشحال شدند
gloated after winning
بعد از بردن خوشحال شدند
gloated over others
در مورد دیگران خوشحال شدند
gloated with pride
با افتخار خوشحال شدند
gloated in happiness
در خوشحالی خوشحال شدند
gloated at rivals
در مورد رقبای خود خوشحال شدند
gloated over mistakes
در مورد اشتباهات خوشحال شدند
he gloated over his victory in the match.
او بر پیروزی خود در مسابقه با غرور صحبت کرد.
she couldn't help but gloat about her promotion.
او نتوانست جلوی خود را بگیرد و درباره ارتقای خود با غرور صحبت کند.
the fans gloated after their team won the championship.
پس از پیروزی تیمشان، هواداران با غرور جشن گرفتند.
he gloatfully shared the news of his success.
او با غرور خبر موفقیت خود را به اشتراک گذاشت.
they gloated at the misfortunes of their rivals.
آنها به بدبختی رقبای خود با غرور نگاه کردند.
she tried to gloat discreetly, but everyone noticed.
او سعی کرد به طور پنهانی با غرور صحبت کند، اما همه متوجه شدند.
he gloatfully recounted how he outsmarted his opponents.
او با غرور تعریف کرد که چگونه بر رقبای خود غلبه کرد.
after the test results, she couldn't help but gloat.
پس از نتایج آزمون، او نتوانست جلوی خود را بگیرد و با غرور صحبت کند.
they gloat over the success of their project.
آنها بر موفقیت پروژه خود با غرور صحبت میکنند.
he always gloats when he wins a game.
او همیشه وقتی یک بازی را میبرد با غرور صحبت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید