basked

[ایالات متحده]/bɑːst/
[بریتانیا]/baskt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در معرض گرما از خورشید دراز کشیدن یا قرار گرفتن؛ در یک وضعیت خوشایند استراحت و لذت بردن؛ از موفقیت دیگران بهره‌مند شدن؛ زمان گذشته bask؛ participle گذشته bask

جملات نمونه

she basked in the warm sunlight on the beach.

او در نور آفتاب گرم ساحل غوطه ور شد.

he basked in the glory of his recent success.

او در شکوه موفقیت اخیر خود غوطه ور شد.

the children basked in the joy of the holiday season.

کودکان در شادی تعطیلات غوطه ور شدند.

they basked in the admiration of their peers.

آنها در تحسین همسالان خود غوطه ور شدند.

she basked in the warmth of her family's love.

او در گرمای عشق خانواده‌اش غوطه ور شد.

he basked in the attention from the crowd.

او در توجه از سوی جمعیت غوطه ور شد.

the dog basked in the sun on the porch.

سگ در آفتاب روی ایوان غوطه ور شد.

after the award ceremony, she basked in the moment.

پس از مراسم اهدای جوایز، او در آن لحظه غوطه ور شد.

they basked in the afterglow of their victory.

آنها در پس‌زمینه‌ی پیروزی خود غوطه ور شدند.

the artist basked in the praise from critics.

هنرمند در تحسین منتقدان غوطه ور شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید