globetrotting

[ایالات متحده]/ˈɡləʊbtrɒt/
[بریتانیا]/ˈɡloʊbtrɑt/

ترجمه

vi. به دور دنیا سفر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

globetrot the world

گردش در سراسر جهان

globetrot in style

گردش با سبک

globetrot with friends

گردش با دوستان

globetrot for fun

گردش برای تفریح

globetrot every summer

گردش هر تابستان

globetrot around europe

گردش در اطراف اروپا

globetrot for adventure

گردش برای ماجراجویی

globetrot with ease

گردش با سهولت

جملات نمونه

she loves to globetrot and explore new cultures.

او عاشق سفر در سراسر جهان و کشف فرهنگ‌های جدید است.

after years of globetrotting, he finally settled down.

پس از سال‌ها سفر در سراسر جهان، او بالاخره آرام گرفت.

they decided to globetrot together during their summer vacation.

آنها تصمیم گرفتند در طول تعطیلات تابستانی خود با هم سفر کنند.

globetrotters often share their adventures on social media.

سفرکنندگان اغلب ماجراجویی‌های خود را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارند.

her dream is to globetrot across all seven continents.

رویای او این است که تمام هفت قاره را سفر کند.

he has a blog dedicated to his globetrotting experiences.

او یک وبلاگ دارد که به تجربیات سفر او اختصاص داده شده است.

many globetrotters seek out off-the-beaten-path destinations.

بسیاری از سفرکنندگان به دنبال مقاصد غیرمعمول هستند.

to globetrot effectively, one must plan ahead.

برای سفر موثر، باید از قبل برنامه ریزی کرد.

she enjoys globetrotting with her friends every year.

او از سفر با دوستانش هر سال لذت می برد.

globetrotters often learn new languages during their travels.

سفرکنندگان اغلب در طول سفر خود زبان‌های جدیدی یاد می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید