gloriole

[ایالات متحده]/ˈɡlɔːrɪəʊl/
[بریتانیا]/ˈɡlɔriˌoʊl/

ترجمه

n. هاله یا نور اطراف یک شخص یا چیز؛ نوری که در هنر در اطراف سر یک شخص ظاهر می‌شود
شکل‌های واژه
جمعglorioles

عبارات و ترکیب‌ها

gloriole of success

تاج موفقیت

gloriole of victory

تاج پیروزی

gloriole of fame

تاج شهرت

gloriole of achievement

تاج دستاورد

gloriole of glory

تاج شکوه

gloriole of heroism

تاج قهرمانی

gloriole of triumph

تاج سربلندی

gloriole of leadership

تاج رهبری

gloriole of excellence

تاج برتری

gloriole of talent

تاج استعداد

جملات نمونه

he basked in the gloriole of his recent success.

او در هالهٔ موفقیت اخیر خود غوطه‌ور شد.

the gloriole of fame can be fleeting.

هالهٔ شهرت می‌تواند زودگذر باشد.

she enjoyed the gloriole of being the top student.

او از هالهٔ بودن دانشجوی برتر لذت برد.

winning the award brought him a sense of gloriole.

برنده شدن جایزه، حس هاله را برای او به ارمغان آورد.

they are often blinded by the gloriole of success.

آنها اغلب به دلیل هالهٔ موفقیت کور می‌شوند.

in the gloriole of the moment, he forgot his worries.

در هالهٔ لحظه، او نگرانی‌های خود را فراموش کرد.

the athlete's gloriole was short-lived after the scandal.

هالهٔ ورزشکار پس از رسوایی کوتاه بود.

she stepped into the gloriole of the spotlight.

او وارد هالهٔ پرتوهای نور شد.

the gloriole of victory was overshadowed by the loss.

هالهٔ پیروزی به دلیل شکست کمرنگ شد.

he sought the gloriole that comes with leadership.

او به دنبال هاله ای بود که با رهبری همراه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید