boxing

[ایالات متحده]/ˈbɒksɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɑːksɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ورزش یا تمرین جنگیدن با مشت‌ها؛ یک ظرف مربعی یا مستطیلی شکل برای نگهداری وسایل.

عبارات و ترکیب‌ها

boxing gloves

کیف‌های بوکس

boxing ring

حلقه بوکس

boxing match

مسابقه بوکس

professional boxer

بوکسور حرفه‌ای

boxing day

روز باکسینگ

shadow boxing

بوکس سایه

thai boxing

بوکس تایلندی

boxing glove

کیف بوکس

جملات نمونه

a foul boxing punch.

یک ضربه بوکس غیرمجاز

the boxing champion of the world

قهرمان بوکس جهان

a onetime boxing champion.

قهرمان بوکس یک‌بار

stage a boxing match.

برگزاری یک مسابقه بوکس

That fellow is a promoter of boxing events.

آن مرد یک ترویج‌کننده مسابقات بوکس است.

a flyweight boxing blue.

بوکسور وزن‌پرورش با تجربه

a technically brilliant boxing contest.

یک مسابقه بوکس به‌طور فنی بسیار عالی

They are promoting a boxing match.

آنها در حال ترویج یک مسابقه بوکس هستند.

boxing was the only sport I was any good at.

بوکس تنها ورزشی بود که من در آن خوب بودم.

The crowds hailed the boxing champion.

تماشاگران قهرمان بوکس را تشویق کردند.

Who is promoting this boxing match?

چه کسی این مسابقه بوکس را ترویج می‌کند؟

Each round of the boxing match lasts three minutes.

هر دور از مسابقه بوکس سه دقیقه طول می‌کشد.

black American dominance in heavyweight boxing

تسلط آمریکایی‌های سیاه‌پوست در بوکس سنگین وزن

beat the living hell out of his opponent in the boxing match.

حرفه‌ای حریفش را در مسابقه بوکس کتک زد.

Vaughan's close grappling boxing bonesetter good, very real.

بوکسور خوب و بسیار واقعی، با کشتی گرفتن نزدیک و ضربات بوکس.

A fight was scheduled between the world boxing champion and the challenger.

یک مسابقه بین قهرمان بوکس جهان و چالشگر برنامه‌ریزی شده بود.

He views boxing as his passport out of poverty.

او بوکس را به عنوان گذرنامه‌اش برای رهایی از فقر می‌بیند.

نمونه‌های واقعی

The crowd hailed the new boxing champion.

هواداران قهرمان تازه‌ کار بوکس را تشویق کردند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

I'm going to start taking up boxing.

من قصد دارم شروع به انجام بوکس کنم.

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

And yes, you say do boxing even though boxing ends with -ing.

بله، شما می گویید بوکس انجام دهید، اگرچه بوکس با -ing به پایان می رسد.

منبع: Oxford University: IELTS Foreign Teacher Course

There's no boxing in this house.

در این خانه بوکس انجام نمی شود.

منبع: S03

I always tell people I didn't choose boxing, boxing chose me.

من همیشه به مردم می گویم که من بوکس را انتخاب نکردم، بوکس من را انتخاب کرد.

منبع: VOA Standard English Entertainment

The day after Christmas in England is a holiday called Boxing Day.

روز بعد از کریسمس در انگلستان یک تعطیلات به نام Boxing Day است.

منبع: Christmas hahaha

Boxing was always an important part of the ancient athletic repertoire.

بوکس همیشه بخشی مهم از برنامه ورزشی باستانی بوده است.

منبع: BBC documentary "Civilization"

I went to a boxing match last night.

دیشب به تماشای مسابقه بوکس رفتم.

منبع: New Concept English Vocabulary Book 3 for Speaking

I think of it more like boxing.

من بیشتر آن را شبیه به بوکس می دانم.

منبع: Listening Digest

" I thought you were downstair boxing chocolates."

" فکر کردم شما شکلات های Boxing طبقه پایین را انتخاب کردید."

منبع: Scientific 60 Seconds - Scientific American May 2020 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید