gluon

[ایالات متحده]/ˈɡluːɒn/
[بریتانیا]/ˈɡluːɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ذره فرضی بدون جرم در کرومودینامیک کوانتومی
Word Forms
جمعgluons

عبارات و ترکیب‌ها

gluon field

ذره کوارک گلون

gluon exchange

تبادل گلون

gluon particle

ذره گلون

gluon dynamics

پویایی گلون

gluon interaction

برهمکنش گلون

gluon theory

نظریه گلون

gluon jet

نخستین گلون

gluon coupling

اتصال گلون

gluon mass

جرم گلون

gluon flux

شار گلون

جملات نمونه

the gluon is a fundamental particle in quantum chromodynamics.

گلوون یک ذره بنیادی در کرومودینامیک کوانتومی است.

gluons are responsible for holding quarks together in protons and neutrons.

گلوون‌ها مسئول نگه داشتن کوارک‌ها در پروتون‌ها و نوترون‌ها هستند.

scientists study gluons to understand the forces of nature.

دانشمندان گلوون‌ها را برای درک نیروهای طبیعت مطالعه می‌کنند.

the interaction of gluons is crucial for particle physics.

تعامل گلوون‌ها برای فیزیک ذرات بسیار مهم است.

gluons are massless particles that carry the strong force.

گلوون‌ها ذرات بدون جرم هستند که نیروی قوی را حمل می‌کنند.

in high-energy collisions, gluons can create new particles.

در برخورد‌های پرانرژی، گلوون‌ها می‌توانند ذرات جدیدی ایجاد کنند.

the discovery of gluons changed our understanding of atomic structure.

کشف گلوون‌ها درک ما از ساختار اتم را تغییر داد.

gluons play a key role in the stability of atomic nuclei.

گلوون‌ها نقش کلیدی در پایداری هسته‌های اتمی دارند.

researchers are exploring the properties of gluons in particle accelerators.

محققان در حال بررسی خواص گلوون‌ها در شتاب‌دهنده‌های ذرات هستند.

theoretical models often include gluons to explain strong interactions.

مدل‌های نظری اغلب شامل گلوون‌ها برای توضیح تعاملات قوی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید