gluts

[ایالات متحده]/ɡlʌts/
[بریتانیا]/ɡlʌts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عرضه اضافی؛ فراوانی؛ افراط؛ حداکثر حد
v. پرخوری کردن؛ افراط کردن؛ سیر کردن؛ پر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gluts of food

مازاد غذا

market gluts

مازاد بازار

gluts in supply

مازاد در عرضه

gluts of information

مازاد اطلاعات

gluts of products

مازاد محصولات

gluts in demand

مازاد در تقاضا

gluts of resources

مازاد منابع

gluts of inventory

مازاد موجودی

gluts of talent

مازاد استعداد

gluts in capacity

مازاد در ظرفیت

جملات نمونه

the market gluts with cheap imports.

بازار مملو از واردات ارزان قیمت است.

there are gluts of food supplies this season.

این فصل مازاد عرضه مواد غذایی وجود دارد.

gluts in the oil market can lead to price drops.

مازاد در بازار نفت می‌تواند منجر به کاهش قیمت‌ها شود.

farmers are struggling with gluts of produce.

کشاورزان با مازاد محصولات دست و پنجه نرم می‌کنند.

the economy suffers from gluts in various sectors.

اقتصاد از مازاد در بخش‌های مختلف رنج می‌برد.

investors are wary of gluts in the housing market.

سرمایه‌گذاران نسبت به مازاد در بازار مسکن محتاط هستند.

gluts of plastic waste are harming the environment.

مازاد زباله‌های پلاستیکی به محیط زیست آسیب می‌رساند.

seasonal gluts can affect pricing strategies.

مازاد فصلی می‌تواند بر استراتژی‌های قیمت‌گذاری تأثیر بگذارد.

gluts in the labor market result in higher unemployment.

مازاد در بازار کار منجر به افزایش بیکاری می‌شود.

retailers often face gluts of unsold merchandise.

خرده‌فروشان اغلب با مازاد کالا‌های نفروخته مواجه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید