glyph

[ایالات متحده]/ɡlɪf/
[بریتانیا]/ɡlɪf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شخصیت یا نماد نمادین؛ یک شکل خاص از یک شخصیت؛ یک نماد تصویری؛ یک شیار یا کانال عمودی

عبارات و ترکیب‌ها

ancient glyph

گلیف باستانی

magic glyph

گلیف جادویی

glyph code

کد گلیف

glyph design

طراحی گلیف

glyph mapping

نگاشت گلیف

glyph language

زبان گلیف

glyph representation

نمایش گلیف

glyph style

سبک گلیف

glyph system

سیستم گلیف

glyph symbol

نماد گلیف

جملات نمونه

the ancient glyphs tell stories of past civilizations.

این نشانه‌های باستانی داستان‌هایی از تمدن‌های گذشته را بازگو می‌کنند.

each glyph represents a different sound in the language.

هر نماد نشان‌دهنده یک صدای متفاوت در زبان است.

she studied the glyphs found in the archaeological site.

او نمادهای یافت شده در محل باستان‌شناسی را مطالعه کرد.

the artist created a new glyph for the modern alphabet.

هنرمند یک نماد جدید برای الفبای مدرن ایجاد کرد.

understanding the glyphs is essential for deciphering the text.

درک نمادها برای رمزگشایی متن ضروری است.

they discovered a glyph that had never been seen before.

آنها نمادی را کشف کردند که تا به حال دیده نشده بود.

the glyphs on the stone tablet were beautifully carved.

نمادهای روی لوح سنگی به زیبایی حکاکی شده بودند.

many cultures have developed their own unique glyph systems.

فرهنگ‌های بسیاری سیستم‌های نماد منحصر به فرد خود را توسعه داده‌اند.

she used a digital tool to create a new glyph design.

او از یک ابزار دیجیتال برای ایجاد طرح نماد جدید استفاده کرد.

the museum features an exhibit on ancient glyph writing.

موزه یک نمایشگاه در مورد خط‌نگاری نماد باستانی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید