gnomon shadow
سایهی قطبنما
gnomon angle
زاویهی قطبنما
gnomon measurement
اندازهگیری قطبنما
gnomon height
ارتفاع قطبنما
gnomon position
موقعیت قطبنما
gnomon design
طراحی قطبنما
gnomon theory
نظریه قطبنما
gnomon function
عملکرد قطبنما
gnomon style
سبک قطبنما
gnomon usage
نحوه استفاده از قطبنما
the gnomon of the sundial casts a shadow to indicate the time.
گونیا ساعت خورشیدی سایه میاندازد تا زمان را نشان دهد.
in geometry, the gnomon is used to create new shapes.
در هندسه، از گونیا برای ایجاد شکلهای جدید استفاده میشود.
understanding the gnomon helps in studying ancient timekeeping methods.
درک گونیا به مطالعه روشهای باستانی زمانسنجی کمک میکند.
the gnomon is an essential part of a sundial.
گونیا بخش ضروری ساعت خورشیدی است.
he used a gnomon to measure the angle of the sun.
او از گونیا برای اندازهگیری زاویه خورشید استفاده کرد.
the gnomon casts longer shadows in the winter.
گونیا در زمستان سایههای بلندتری میاندازد.
artists sometimes use a gnomon for perspective drawing.
هنرمندان گاهی اوقات از گونیا برای ترسیم پرسپکتیو استفاده میکنند.
he crafted a wooden gnomon for his garden sundial.
او یک گونیا چوبی برای ساعت خورشیدی باغ خود ساخت.
the gnomon is a simple yet effective tool for telling time.
گونیا ابزاری ساده اما موثر برای نشان دادن زمان است.
she learned how to align the gnomon with the north star.
او یاد گرفت که چگونه گونیا را با ستاره شمال همتراز کند.
gnomon shadow
سایهی قطبنما
gnomon angle
زاویهی قطبنما
gnomon measurement
اندازهگیری قطبنما
gnomon height
ارتفاع قطبنما
gnomon position
موقعیت قطبنما
gnomon design
طراحی قطبنما
gnomon theory
نظریه قطبنما
gnomon function
عملکرد قطبنما
gnomon style
سبک قطبنما
gnomon usage
نحوه استفاده از قطبنما
the gnomon of the sundial casts a shadow to indicate the time.
گونیا ساعت خورشیدی سایه میاندازد تا زمان را نشان دهد.
in geometry, the gnomon is used to create new shapes.
در هندسه، از گونیا برای ایجاد شکلهای جدید استفاده میشود.
understanding the gnomon helps in studying ancient timekeeping methods.
درک گونیا به مطالعه روشهای باستانی زمانسنجی کمک میکند.
the gnomon is an essential part of a sundial.
گونیا بخش ضروری ساعت خورشیدی است.
he used a gnomon to measure the angle of the sun.
او از گونیا برای اندازهگیری زاویه خورشید استفاده کرد.
the gnomon casts longer shadows in the winter.
گونیا در زمستان سایههای بلندتری میاندازد.
artists sometimes use a gnomon for perspective drawing.
هنرمندان گاهی اوقات از گونیا برای ترسیم پرسپکتیو استفاده میکنند.
he crafted a wooden gnomon for his garden sundial.
او یک گونیا چوبی برای ساعت خورشیدی باغ خود ساخت.
the gnomon is a simple yet effective tool for telling time.
گونیا ابزاری ساده اما موثر برای نشان دادن زمان است.
she learned how to align the gnomon with the north star.
او یاد گرفت که چگونه گونیا را با ستاره شمال همتراز کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید