time flies
زمان میگذرد
time management
مدیریت زمان
time-consuming
وقتگیر
time travel
سفر در زمان
it was time to go.
وقت رفتن بود.
at the time of Galileo.
در زمان گالیله.
It's time to be moving.
وقت این است که حرکت کنیم.
It's time to flop.
وقت این است که بیفتیم.
It's time for class.
وقت کلاس است.
Time is of the essence.
زمان حیاتی است.
By this time it was daybreak.
تا آن زمان روز روشن شده بود.
harvest time; time for bed.
زمان برداشت؛ زمان رفتن به رختخواب.
not a fit time for flippancy.
زمانی مناسب برای شوخی نیست.
fix a time to meet.
تعیین زمانی برای ملاقات
there is ample time for discussion.
زمان کافی برای بحث وجود دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید