my godchildren
نوه های خدا
her godchildren
نوه های خدايش
his godchildren
نوه های خدا
their godchildren
نوه های خدا
two godchildren
دو نوه خدا
three godchildren
سه نوه خدا
godchildren gifts
هدیه های نوه خدا
godchildren party
جشن نوه خدا
godchildren names
نام های نوه خدا
godchildren roles
نقش های نوه خدا
my godchildren always brighten my day.
نوه های غوغا کننده من همیشه روز مرا روشن می کنند.
i enjoy spending time with my godchildren.
من از گذراندن وقت با نوههای غوغا کننده ام لذت می برم.
being a godparent to my godchildren is a great honor.
والد بودن برای نوههای غوغا کننده من یک افتخار بزرگ است.
i often buy gifts for my godchildren.
من اغلب برای نوههای غوغا کننده ام هدیه می خرم.
my godchildren love to play games with me.
نوههای غوغا کننده من عاشق بازی کردن با من هستند.
i take my godchildren on fun outings.
من نوههای غوغا کننده ام را به گردشهای تفریحی میبرم.
my godchildren look up to me as a role model.
نوههای غوغا کننده من مرا به عنوان یک الگو میبینند.
i often share stories with my godchildren.
من اغلب داستانهایی با نوههای غوغا کننده ام به اشتراک میگذارم.
my godchildren are excited for their birthday party.
نوههای غوغا کننده من برای مهمانی تولدشان هیجان زده هستند.
i feel a strong bond with my godchildren.
من یک پیوند قوی با نوههای غوغا کننده ام احساس میکنم.
my godchildren
نوه های خدا
her godchildren
نوه های خدايش
his godchildren
نوه های خدا
their godchildren
نوه های خدا
two godchildren
دو نوه خدا
three godchildren
سه نوه خدا
godchildren gifts
هدیه های نوه خدا
godchildren party
جشن نوه خدا
godchildren names
نام های نوه خدا
godchildren roles
نقش های نوه خدا
my godchildren always brighten my day.
نوه های غوغا کننده من همیشه روز مرا روشن می کنند.
i enjoy spending time with my godchildren.
من از گذراندن وقت با نوههای غوغا کننده ام لذت می برم.
being a godparent to my godchildren is a great honor.
والد بودن برای نوههای غوغا کننده من یک افتخار بزرگ است.
i often buy gifts for my godchildren.
من اغلب برای نوههای غوغا کننده ام هدیه می خرم.
my godchildren love to play games with me.
نوههای غوغا کننده من عاشق بازی کردن با من هستند.
i take my godchildren on fun outings.
من نوههای غوغا کننده ام را به گردشهای تفریحی میبرم.
my godchildren look up to me as a role model.
نوههای غوغا کننده من مرا به عنوان یک الگو میبینند.
i often share stories with my godchildren.
من اغلب داستانهایی با نوههای غوغا کننده ام به اشتراک میگذارم.
my godchildren are excited for their birthday party.
نوههای غوغا کننده من برای مهمانی تولدشان هیجان زده هستند.
i feel a strong bond with my godchildren.
من یک پیوند قوی با نوههای غوغا کننده ام احساس میکنم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید