my godsons
نوه های من
two godsons
دو نوه مرد
the godsons
نوه های مرد
godsons and daughters
نوه های مرد و دختران
beloved godsons
نوه های مرد مورد علاقه
my dear godsons
نوه های مرد گرامی من
supporting godsons
حمایت از نوه های مرد
godsons' gifts
هدیه های نوه های مرد
raising godsons
پرورش نوه های مرد
godsons' blessings
نعمات نوه های مرد
he has three godsons who look up to him.
او سه پسرعم دارد که به او نگاه میکنند.
she treats her godsons like her own children.
او پسران عم خود را مثل فرزندان خود رفتار میکند.
my godsons often visit me during the holidays.
پسران عم من اغلب در تعطیلات از من دیدار میکنند.
he is proud to be a godfather to his godsons.
او به عنوان پدر معتمد پسران عم خود افتخار میکند.
his godsons enjoy playing games with him.
پسران عم او از بازی کردن با او لذت میبرند.
she bought gifts for her godsons on their birthdays.
او در روز تولد پسران عم خود هدیه خرید.
he often shares stories with his godsons.
او اغلب با پسران عم خود داستانها به اشتراک میگذارد.
his godsons are excited about the upcoming trip.
پسران عم او برای سفر آینده هیجانزده هستند.
she organized a party for her godsons' achievements.
او برای دستاوردهای پسران عم خود مهمانی ترتیب داد.
he teaches valuable lessons to his godsons.
او درسهای ارزشمندی به پسران عم خود میآموزد.
my godsons
نوه های من
two godsons
دو نوه مرد
the godsons
نوه های مرد
godsons and daughters
نوه های مرد و دختران
beloved godsons
نوه های مرد مورد علاقه
my dear godsons
نوه های مرد گرامی من
supporting godsons
حمایت از نوه های مرد
godsons' gifts
هدیه های نوه های مرد
raising godsons
پرورش نوه های مرد
godsons' blessings
نعمات نوه های مرد
he has three godsons who look up to him.
او سه پسرعم دارد که به او نگاه میکنند.
she treats her godsons like her own children.
او پسران عم خود را مثل فرزندان خود رفتار میکند.
my godsons often visit me during the holidays.
پسران عم من اغلب در تعطیلات از من دیدار میکنند.
he is proud to be a godfather to his godsons.
او به عنوان پدر معتمد پسران عم خود افتخار میکند.
his godsons enjoy playing games with him.
پسران عم او از بازی کردن با او لذت میبرند.
she bought gifts for her godsons on their birthdays.
او در روز تولد پسران عم خود هدیه خرید.
he often shares stories with his godsons.
او اغلب با پسران عم خود داستانها به اشتراک میگذارد.
his godsons are excited about the upcoming trip.
پسران عم او برای سفر آینده هیجانزده هستند.
she organized a party for her godsons' achievements.
او برای دستاوردهای پسران عم خود مهمانی ترتیب داد.
he teaches valuable lessons to his godsons.
او درسهای ارزشمندی به پسران عم خود میآموزد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید