godsons

[ایالات متحده]/ˈɡɒd.sənz/
[بریتانیا]/ˈɡɑːd.sənz/

ترجمه

n. شکل جمع خداپسر، اشاره به پسری که خداوندزاده است

عبارات و ترکیب‌ها

my godsons

نوه های من

two godsons

دو نوه مرد

the godsons

نوه های مرد

godsons and daughters

نوه های مرد و دختران

beloved godsons

نوه های مرد مورد علاقه

my dear godsons

نوه های مرد گرامی من

supporting godsons

حمایت از نوه های مرد

godsons' gifts

هدیه های نوه های مرد

raising godsons

پرورش نوه های مرد

godsons' blessings

نعمات نوه های مرد

جملات نمونه

he has three godsons who look up to him.

او سه پسرعم دارد که به او نگاه می‌کنند.

she treats her godsons like her own children.

او پسران عم خود را مثل فرزندان خود رفتار می‌کند.

my godsons often visit me during the holidays.

پسران عم من اغلب در تعطیلات از من دیدار می‌کنند.

he is proud to be a godfather to his godsons.

او به عنوان پدر معتمد پسران عم خود افتخار می‌کند.

his godsons enjoy playing games with him.

پسران عم او از بازی کردن با او لذت می‌برند.

she bought gifts for her godsons on their birthdays.

او در روز تولد پسران عم خود هدیه خرید.

he often shares stories with his godsons.

او اغلب با پسران عم خود داستان‌ها به اشتراک می‌گذارد.

his godsons are excited about the upcoming trip.

پسران عم او برای سفر آینده هیجان‌زده هستند.

she organized a party for her godsons' achievements.

او برای دستاوردهای پسران عم خود مهمانی ترتیب داد.

he teaches valuable lessons to his godsons.

او درس‌های ارزشمندی به پسران عم خود می‌آموزد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید