goldilocks

[ایالات متحده]/ˈɡəʊdɪlɒks/
[بریتانیا]/ˈɡoʊdɪlɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دختری با موی طلایی؛ شخصیتی در یک افسانه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

goldilocks zone

منطقه طلایی

goldilocks principle

اصل طلایی

goldilocks effect

اثر طلایی

goldilocks economy

اقتصاد طلایی

goldilocks solution

راه حل طلایی

goldilocks model

مدل طلایی

goldilocks scenario

سناریوی طلایی

goldilocks balance

تعادل طلایی

goldilocks temperature

دمای طلایی

goldilocks approach

رویکرد طلایی

جملات نمونه

goldilocks and the three bears is a famous fairy tale.

داستان طلسموش و سه خرس یک افسانه بسیار معروف است.

the goldilocks principle suggests finding a balance.

اصل طلسموش نشان می‌دهد که یافتن تعادل مهم است.

in the story, goldilocks tries different porridge temperatures.

در داستان، طلسموش دماهای مختلف حریره را امتحان می‌کند.

goldilocks makes herself at home in the bears' house.

طلسموش در خانه خرس‌ها احساس راحتی می‌کند.

many children enjoy the adventures of goldilocks.

بسیاری از کودکان از ماجراهای طلسموش لذت می‌برند.

goldilocks finds the perfect chair to sit in.

طلسموش صندلی مناسبی برای نشستن پیدا می‌کند.

the tale of goldilocks teaches about respect for others' belongings.

داستان طلسموش درباره احترام به متعلقات دیگران آموزش می‌دهد.

goldilocks is often depicted as a curious little girl.

طلسموش اغلب به عنوان یک دختر کوچک کنجکاو به تصویر کشیده می‌شود.

in adaptations, goldilocks sometimes has different adventures.

در اقتباس‌ها، طلسموش گاهی اوقات ماجراهای متفاوتی دارد.

goldilocks encounters three bears in the forest.

طلسموش سه خرس را در جنگل ملاقات می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید