| جمع | gonifs |
gonif trickster
قاچقفس
gonif behavior
رفتار دزد
gonif mentality
ذهنیت دزد
gonif nature
طبع دزد
gonif tactics
تاکتیکهای دزد
gonif schemes
طرحهای دزد
gonif actions
اقدامات دزد
gonif character
شخصیت دزد
gonif reputation
شهرت دزد
gonif tricks
ترفندهای دزد
he was a clever gonif who always found a way to make money.
او یک دزد باهوش بود که همیشه راهی برای کسب درآمد پیدا میکرد.
the gonif tricked everyone into believing his lies.
آن دزد همه را فریباند تا باور کنند که دروغهایش حقیقت هستند.
she caught the gonif red-handed stealing from the store.
او آن دزد را در حالی که از مغازه دزدی میکرد دستگیر کرد.
being a gonif might seem easy, but it comes with risks.
بودن یک دزد ممکن است آسان به نظر برسد، اما خطراتی دارد.
the gonif's charm made it easy for him to deceive people.
جاذبهی آن دزد باعث شد فریب دادن مردم برایش آسان باشد.
they hired a gonif to help them with their con game.
آنها یک دزد را استخدام کردند تا در بازی فریب خود به آنها کمک کند.
the gonif managed to escape before the police arrived.
آن دزد قبل از رسیدن پلیس موفق به فرار شد.
everyone in the town knew he was a gonif, yet they trusted him.
همه در شهر میدانستند که او یک دزد است، با این حال به او اعتماد میکردند.
she warned her friends about the gonif lurking in the area.
او به دوستانش در مورد دزدی که در آن منطقه کمین کرده بود هشدار داد.
the gonif's latest scheme was more elaborate than the last.
آخرین طرح آن دزد پیچیدهتر از قبل بود.
gonif trickster
قاچقفس
gonif behavior
رفتار دزد
gonif mentality
ذهنیت دزد
gonif nature
طبع دزد
gonif tactics
تاکتیکهای دزد
gonif schemes
طرحهای دزد
gonif actions
اقدامات دزد
gonif character
شخصیت دزد
gonif reputation
شهرت دزد
gonif tricks
ترفندهای دزد
he was a clever gonif who always found a way to make money.
او یک دزد باهوش بود که همیشه راهی برای کسب درآمد پیدا میکرد.
the gonif tricked everyone into believing his lies.
آن دزد همه را فریباند تا باور کنند که دروغهایش حقیقت هستند.
she caught the gonif red-handed stealing from the store.
او آن دزد را در حالی که از مغازه دزدی میکرد دستگیر کرد.
being a gonif might seem easy, but it comes with risks.
بودن یک دزد ممکن است آسان به نظر برسد، اما خطراتی دارد.
the gonif's charm made it easy for him to deceive people.
جاذبهی آن دزد باعث شد فریب دادن مردم برایش آسان باشد.
they hired a gonif to help them with their con game.
آنها یک دزد را استخدام کردند تا در بازی فریب خود به آنها کمک کند.
the gonif managed to escape before the police arrived.
آن دزد قبل از رسیدن پلیس موفق به فرار شد.
everyone in the town knew he was a gonif, yet they trusted him.
همه در شهر میدانستند که او یک دزد است، با این حال به او اعتماد میکردند.
she warned her friends about the gonif lurking in the area.
او به دوستانش در مورد دزدی که در آن منطقه کمین کرده بود هشدار داد.
the gonif's latest scheme was more elaborate than the last.
آخرین طرح آن دزد پیچیدهتر از قبل بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید