goniff

[ایالات متحده]/ɡəˈnɪf/
[بریتانیا]/ɡəˈnɪf/

ترجمه

n. مرد همجنس‌گرا
vt. از کسی دزدی کردن
Word Forms
جمعgoniffs

عبارات و ترکیب‌ها

goniff in action

گونیف در عمل

little goniff

گونیف کوچک

goniff at heart

گونیف از صمیم قلب

crafty goniff

گونیف حیله‌گر

goniff behavior

رفتار گونیف

goniff mentality

ذهنیت گونیف

classic goniff

گونیف کلاسیک

goniff tactics

تاکتیک‌های گونیف

goniff reputation

شهرت گونیف

goniff's game

بازی گونیف

جملات نمونه

he was caught trying to be a goniff at the store.

او در حال تلاش برای دزدی در مغازه دستگیر شد.

don't be a goniff; it's not worth the trouble.

دزدی نکنید؛ ارزش دردسر کردن را ندارد.

she always suspected he was a goniff, stealing from his friends.

او همیشه مشکوک بود که او دزد است و از دوستانش دزدی می‌کند.

the goniff was finally apprehended by the police.

دزد سرانجام توسط پلیس دستگیر شد.

being a goniff can lead to serious consequences.

دزدی کردن می‌تواند منجر به عواقب جدی شود.

he tried to play innocent, but everyone knew he was a goniff.

او سعی کرد بی‌گناه نشان دهد، اما همه می‌دانستند که او دزد است.

the goniff stole my wallet right out of my bag.

دزد کیف پولم را درست از داخل کیفم دزدید.

she was labeled a goniff after being caught in the act.

او پس از دستگیری در محل جرم به عنوان دزد شناخته شد.

he thought he could get away with being a goniff.

او فکر کرد می‌تواند از دست دزدی کردن فرار کند.

it's hard to trust someone who has a reputation as a goniff.

سخت است به کسی که به عنوان دزد شناخته شده اعتماد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید