formal gown
لباس مجلسی
wedding gown
لباس عروس
evening gown
لباس شب
ball gown
لباس مهمانی
dressing gown
حوله
bridal gown
لباس عروس
cap and gown
دانشنامه و لباس
silk gown
لباس ابریشمی
a gown cut on princesse lines.
یک پیراهن با برش خطوط پرنسسی
The gown was a confection of satin and appliqué.
لباس ترکیبی از ساتن و اپلیقه بود.
She wore an antique gown to the costume party.
او یک لباس قدیمی به مهمانی لباس پوشید.
She bought an evening gown for the party.
او یک پیراهن شب برای مهمانی خرید.
a long flowing gown of lavender silk.
یک لباس بلند و روان از ابریشم یاسی.
the annual town versus gown cricket match.
مسابقه کریکت سالانه بین شهر و دانشگاه
she was gowned in luminous silk.
او با ابریشم درخشان پوشیده شده بود.
your dressing gown's hanging up behind the door.
عبای شما پشت در آویخته است.
flowing gowns of unrelieved black.
پیراهن های مشکی بدون رهایی که به زیبایی می چرخید.
a wedding gown; wedding guests.
یک پیراهن عروس؛ مهمانان عروسی.
She pinned the gown at the neck with a safety pin.
او پیراهن را در گردن با یک سنجاق ایمنی سنجاق کرد.
The long gown stopped at his ankles.
پیراهن بلند در مچ پایش متوقف شد.
The folds of her evening gown hang gracefully.
چین های پیراهن شبش به زیبایی آویزان بود.
Floor Length Evening Gown ------ This gown is made from brown silkete damask and white artificial sheepskin, creating a contrast in texture.
لباس شبانه تمام قد ------ این لباس از ابریشم دمشک قهوهای و چرم گوسفند مصنوعی سفید تهیه شده و کنتراست بافتی ایجاد میکند.
She wore a white satin gown trimmed with lace.
او یک پیراهن ساتن سفید تزئین شده با تور پوشید.
a rift between the city's town and gown which resulted in a petition to the college.
یک اختلاف بین شهر و دانشگاه که منجر به ارائه دادخواست به دانشگاه شد.
She wore a murrey-coloured gown with a little lace collar.
او یک پیراهن به رنگ مورای با یک یقه کوچک تور پوشید.
The doctor in the hospital wore a gown over his ordinary clothes.
پزشک در بیمارستان یک پیراهن روی لباس های معمولی خود پوشید.
gownsman:One who wears a distinctive gown as a mark of profession or office.
دانشمند: کسی که به عنوان نشان حرفه یا سمت خود یک پیراهن متمایز می پوشد.
Bachelors, masters, and doctors wear different gowns.
افراد دارای مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری لباسهای متفاوتی میپوشند.
منبع: Entering Harvard UniversitySing to birds? Wear a little gown everywhere?
آیا باید برای پرندگان آواز بخوانیم؟ آیا باید همه جا لباس بپوشیم؟
منبع: Hobby suggestions for ReactA cap and gown? Why do I need a cap and gown?
کلاه و لباس فارغالتحصیلی؟ چرا به کلاه و لباس فارغالتحصیلی نیاز دارم؟
منبع: The Big Bang Theory Season 8Neil! You're wearing a dressing gown – to work!
نِیل! شما یک لباس حمام به سر کار میپوشید!
منبع: BBC Authentic EnglishI really like the gown. It's very Cinderella.
من واقعاً لباس را دوست دارم. خیلی شبیه لباس سیندرلا است.
منبع: Ugly Betty Season 1Perfect, though to protect her gown.
کاملاً عالی، اگرچه برای محافظت از لباسش.
منبع: CNN 10 Student English May 2023 CompilationShireen giggled. " I should like a gown of silver seaweed" .
شیرین خندید. "من دوست دارم یک لباس از جلبک نقره ای داشته باشم".
منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)Her hair, not yet very gray, was becomingly arranged, and her black gown was modish.
موهایش که هنوز خیلی خاکستری نبودند، به زیبایی مرتب شده بودند و لباس سیاه او مد روز بود.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)Tears streamed down his face and fell on his hospital gown.
اشکها از صورتش سرازیر شدند و روی لباس بیمارستانیاش افتادند.
منبع: Reader's Digest AnthologyJessica was dressed in a gorgeous evening gown at the banquet.
جِسیکا با یک لباس شب زیبا در ضیافت حاضر شده بود.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500formal gown
لباس مجلسی
wedding gown
لباس عروس
evening gown
لباس شب
ball gown
لباس مهمانی
dressing gown
حوله
bridal gown
لباس عروس
cap and gown
دانشنامه و لباس
silk gown
لباس ابریشمی
a gown cut on princesse lines.
یک پیراهن با برش خطوط پرنسسی
The gown was a confection of satin and appliqué.
لباس ترکیبی از ساتن و اپلیقه بود.
She wore an antique gown to the costume party.
او یک لباس قدیمی به مهمانی لباس پوشید.
She bought an evening gown for the party.
او یک پیراهن شب برای مهمانی خرید.
a long flowing gown of lavender silk.
یک لباس بلند و روان از ابریشم یاسی.
the annual town versus gown cricket match.
مسابقه کریکت سالانه بین شهر و دانشگاه
she was gowned in luminous silk.
او با ابریشم درخشان پوشیده شده بود.
your dressing gown's hanging up behind the door.
عبای شما پشت در آویخته است.
flowing gowns of unrelieved black.
پیراهن های مشکی بدون رهایی که به زیبایی می چرخید.
a wedding gown; wedding guests.
یک پیراهن عروس؛ مهمانان عروسی.
She pinned the gown at the neck with a safety pin.
او پیراهن را در گردن با یک سنجاق ایمنی سنجاق کرد.
The long gown stopped at his ankles.
پیراهن بلند در مچ پایش متوقف شد.
The folds of her evening gown hang gracefully.
چین های پیراهن شبش به زیبایی آویزان بود.
Floor Length Evening Gown ------ This gown is made from brown silkete damask and white artificial sheepskin, creating a contrast in texture.
لباس شبانه تمام قد ------ این لباس از ابریشم دمشک قهوهای و چرم گوسفند مصنوعی سفید تهیه شده و کنتراست بافتی ایجاد میکند.
She wore a white satin gown trimmed with lace.
او یک پیراهن ساتن سفید تزئین شده با تور پوشید.
a rift between the city's town and gown which resulted in a petition to the college.
یک اختلاف بین شهر و دانشگاه که منجر به ارائه دادخواست به دانشگاه شد.
She wore a murrey-coloured gown with a little lace collar.
او یک پیراهن به رنگ مورای با یک یقه کوچک تور پوشید.
The doctor in the hospital wore a gown over his ordinary clothes.
پزشک در بیمارستان یک پیراهن روی لباس های معمولی خود پوشید.
gownsman:One who wears a distinctive gown as a mark of profession or office.
دانشمند: کسی که به عنوان نشان حرفه یا سمت خود یک پیراهن متمایز می پوشد.
Bachelors, masters, and doctors wear different gowns.
افراد دارای مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری لباسهای متفاوتی میپوشند.
منبع: Entering Harvard UniversitySing to birds? Wear a little gown everywhere?
آیا باید برای پرندگان آواز بخوانیم؟ آیا باید همه جا لباس بپوشیم؟
منبع: Hobby suggestions for ReactA cap and gown? Why do I need a cap and gown?
کلاه و لباس فارغالتحصیلی؟ چرا به کلاه و لباس فارغالتحصیلی نیاز دارم؟
منبع: The Big Bang Theory Season 8Neil! You're wearing a dressing gown – to work!
نِیل! شما یک لباس حمام به سر کار میپوشید!
منبع: BBC Authentic EnglishI really like the gown. It's very Cinderella.
من واقعاً لباس را دوست دارم. خیلی شبیه لباس سیندرلا است.
منبع: Ugly Betty Season 1Perfect, though to protect her gown.
کاملاً عالی، اگرچه برای محافظت از لباسش.
منبع: CNN 10 Student English May 2023 CompilationShireen giggled. " I should like a gown of silver seaweed" .
شیرین خندید. "من دوست دارم یک لباس از جلبک نقره ای داشته باشم".
منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)Her hair, not yet very gray, was becomingly arranged, and her black gown was modish.
موهایش که هنوز خیلی خاکستری نبودند، به زیبایی مرتب شده بودند و لباس سیاه او مد روز بود.
منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)Tears streamed down his face and fell on his hospital gown.
اشکها از صورتش سرازیر شدند و روی لباس بیمارستانیاش افتادند.
منبع: Reader's Digest AnthologyJessica was dressed in a gorgeous evening gown at the banquet.
جِسیکا با یک لباس شب زیبا در ضیافت حاضر شده بود.
منبع: Lai Shixiong Advanced English Vocabulary 3500لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید