gpu

[ایالات متحده]/dʒiː-piː-juː/
[بریتانیا]/dʒi-pi-ju/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. واحد زمینی توان

عبارات و ترکیب‌ها

gpu rendering

گرافیک پردازی GPU

gpu card

کارت گرافیک

using gpu

استفاده از GPU

gpu performance

عملکرد GPU

new gpu

GPU جدید

gpu drivers

درایورهای GPU

gpu memory

حافظه GPU

gpu accelerated

تسریع شده توسط GPU

gpu benchmark

بنچمارک GPU

dual gpu

دوگانه GPU

جملات نمونه

the game requires a powerful gpu for optimal performance.

بازی به یک GPU قدرتمند برای عملکرد بهینه نیاز دارد.

i upgraded my gpu to handle video editing more efficiently.

من GPU خود را برای انجام ویرایش ویدیو به طور کارآمدتر ارتقا دادم.

check the gpu's specifications before buying a new graphics card.

قبل از خرید کارت گرافیک جدید، مشخصات GPU را بررسی کنید.

the gpu fan is making a loud whirring noise.

فن GPU صدای وزوز بلندی ایجاد می‌کند.

deep learning models often rely on gpus for training.

مدل‌های یادگیری عمیق اغلب برای آموزش به GPU متکی هستند.

my gpu is overheating; i need to improve the cooling.

GPU من در حال داغ شدن است؛ من باید خنک‌سازی را بهبود بخشم.

the gpu's memory capacity is crucial for high-resolution gaming.

ظرفیت حافظه GPU برای بازی با وضوح بالا بسیار مهم است.

we use a dedicated gpu for rendering complex 3d scenes.

ما از یک GPU اختصاصی برای رندر صحنه‌های سه بعدی پیچیده استفاده می‌کنیم.

the gpu benchmark showed a significant performance increase.

تست GPU نشان داد که عملکرد به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

ensure your power supply can handle the new gpu's power draw.

اطمینان حاصل کنید که منبع تغذیه شما می‌تواند توان مصرفی GPU جدید را تحمل کند.

the gpu driver needs to be updated for optimal compatibility.

برای سازگاری بهینه، درایور GPU باید به‌روز شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید