gaming

[ایالات متحده]/'ɡeɪmɪŋ/
[بریتانیا]/'ɡemɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شرط بندی بر روی نتایج; قمار; فعالیت های بازی، به طور خاص بازی های الکترونیکی.

عبارات و ترکیب‌ها

online gaming

بازی آنلاین

video gaming

بازی ویدیویی

mobile gaming

بازی موبایل

PC gaming

بازی‌های کامپیوتر

console gaming

بازی کنسولی

جملات نمونه

the debt is to be retired from state gaming-tax receipts.

بدهی باید از محل درآمدهای حاصل از مالیات بازیگری ایالتی بازپرداخت شود.

there seemed to be no point war-gaming an election 15 months away.

به نظر می‌رسید که شبیه‌سازی یک انتخابات که ۱۵ ماه دیگر برگزار می‌شود، بی‌معنی است.

Her husband was spending all night at the gaming tables.

همسرش تمام شب را به بازی می‌گذراند.

Perfect stereophony and high quality leather cushion makes your wearing more comfortable,perfect for online-chat,gaming,and internet phone.

استریوفونی عالی و بالشتک چرمی با کیفیت بالا، پوشیدن آن را راحت‌تر می‌کند، مناسب برای چت آنلاین، بازی و تلفن اینترنتی.

There are 6 one-eye'd men in gaming: Wizards of the Coast Upper Deck Games Workshop Privateer Press WizKids and White Wolf.

۶ مرد یک‌چشمی در بازی وجود دارد: Wizards of the Coast، Upper Deck، Games Workshop، Privateer Press، WizKids و White Wolf.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید