gradating

[ایالات متحده]/ˈɡreɪdeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡreɪdeɪtɪŋ/

ترجمه

v. به تدریج تغییر دادن یا در یک توالی تنظیم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

gradating colors

رنگ‌های با درجه‌بندی

gradating shades

سایه‌های با درجه‌بندی

gradating tones

تناژهای با درجه‌بندی

gradating levels

سطوح با درجه‌بندی

gradating effects

اثرات با درجه‌بندی

gradating patterns

الگوهای با درجه‌بندی

gradating gradients

گرادیان‌های با درجه‌بندی

gradating styles

سبک‌های با درجه‌بندی

gradating designs

طرح‌های با درجه‌بندی

gradating visuals

تصاویر با درجه‌بندی

جملات نمونه

the artist is gradating colors to create a smooth transition.

هنرمند برای ایجاد یک انتقال نرم، رنگ‌ها را درجه‌بندی می‌کند.

she is gradating the shades of blue in her painting.

او در نقاشی خود، طیف‌های آبی را درجه‌بندی می‌کند.

the designer is gradating the fabric to enhance its appearance.

طراح برای افزایش ظاهر پارچه، آن را درجه‌بندی می‌کند.

we are gradating the lighting to set the mood for the event.

ما نورپردازی را درجه‌بندی می‌کنیم تا فضایی مناسب برای رویداد ایجاد کنیم.

the photographer is gradating the exposure in the images.

عکاس نوردهی را در تصاویر درجه‌بندی می‌کند.

he is gradating the tones in his music composition.

او در آهنگسازی موسیقی خود، نت‌ها را درجه‌بندی می‌کند.

the software allows users to gradate their graphics easily.

این نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد تا به راحتی گرافیک خود را درجه‌بندی کنند.

they are gradating the levels of difficulty in the game.

آنها سطح دشواری بازی را درجه‌بندی می‌کنند.

gradating the background can make the subject stand out.

درجه‌بندی پس‌زمینه می‌تواند باعث برجسته شدن سوژه شود.

she enjoys gradating the colors in her digital artwork.

او از درجه‌بندی رنگ‌ها در آثار هنری دیجیتال خود لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید