graecophile

[ایالات متحده]/ˈɡriːkəfaɪl/
[بریتانیا]/ˈɡriːkəfaɪl/

ترجمه

n. عاشق یا حامی یونان
adj. عاشق یا پشتیبان یونانی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

a graecophile

خشنودی یونانی

graecophiles

خشنودان یونانی

being a graecophile

بودن یک خشنود یونانی

graecophile tendencies

نگرش‌های خشنود یونانی

confirmed graecophile

خشنود یونانی تأیید شده

graecophile sympathies

هم‌خوانی‌های خشنود یونانی

graecophile leanings

میل‌های خشنود یونانی

a true graecophile

یک خشنود یونانی واقعی

graecophile enthusiasm

انگیزه‌های خشنود یونانی

graecophile sentiments

احساسات خشنود یونانی

جملات نمونه

as an avid graecophile, she spent years mastering ancient greek.

به عنوان یک عاشق یونانی زبان باستانی را به مدت سال‌ها مسلط شد.

the professor was a confirmed graecophile who preferred homer over modern literature.

دکتر عاشق یونانی بود که به جای ادبیات مدرن، هومر را ترجیح می‌داد.

his graecophile tendencies led him to collect thousands of greek artifacts.

علاقه‌اش به یونانی او را به جمع‌آوری هزاران اثر باستانی یونانی منجر کرد.

a passionate graecophile, she decorated her entire home with greek art and pottery.

او یک عاشق یونانی واقعی بود که خانه‌اش را با هنر و سفال یونانی زیبایی کرد.

the graecophile tourist traveled through greece every summer for decades.

سیاحت‌گر عاشق یونانی هر تابستان به مدت دهه‌ها از یونان عبور کرد.

her graecophile friends introduced her to authentic greek cuisine and music.

دوستان عاشق یونانی او را با غذا و موسیقی اصیل یونانی آشنا کردند.

the museum curator was a sincere graecophile who donated his private collection.

مُدیر موزه یک عاشق یونانی صادق بود که مجموعه خصوصی خود را به موزه اهدا کرد.

as a true graecophile, he insisted on speaking greek even in casual conversations.

به عنوان یک عاشق یونانی واقعی، او حتی در گفت‌وگوهای روزمره نیز به زبان یونانی اصرار می‌کرد.

the lifelong graecophile wrote numerous books about greek philosophy and history.

اشخاصی که تمام عمرشان را به عشق یونانی اختصاص دادند، کتاب‌های متعددی درباره فلسفه و تاریخ یونان نوشتند.

a dedicated graecophile, she learned greek so she could read the original texts.

او یک عاشق یونانی وفادار بود که زبان یونانی را یاد گرفت تا متن‌های اصلی را بخواند.

the graecophile scholar spent his career translating classical greek manuscripts.

دانشمند عاشق یونانی تمام حرفه‌اش را به ترجمه مانوسکریپت‌های کلاسیک یونانی اختصاص داد.

even as a child, he showed graecophile interests by memorizing greek myths.

حتی در کودکی، او با حفظ داستان‌های یونانی علایق عاشق یونانی خود را نشان داد.

her graecophile enthusiasm made her the perfect guide for visitors to athens.

عشق او به یونانی او را به گیд ایده‌آلی برای بازدیدکنندگان به آتن تبدیل کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید