graffitists

[ایالات متحده]/ɡrəˈfiːtɪst/
[بریتانیا]/ɡrəˈfiːtɪst/

ترجمه

n.(شخصی که در مکان‌های عمومی گرافیتی می‌نویسد یا می‌کشد)

عبارات و ترکیب‌ها

famous graffitist

گرافیتیست مشهور

local graffitist

گرافیتیست محلی

renowned graffitist

گرافیتیست مشهور

emerging graffitist

گرافیتیست نوظهور

graffitist style

سبک گرافیتیست

graffitist culture

فرهنگ گرافیتیست

graffitist community

جامعه گرافیتیست

graffitist work

اثر گرافیتیست

graffitist art

هنر گرافیتیست

graffitist message

پیام گرافیتیست

جملات نمونه

the graffitist created a stunning mural on the building's wall.

گرافیتی‌ست یک نقاشی دیواری خیره‌کننده روی دیوار ساختمان ایجاد کرد.

many people admire the work of the famous graffitist.

بسیاری از مردم آثار گرافیتیست مشهور را تحسین می‌کنند.

the graffitist was arrested for vandalism.

گرافیتی‌ست به دلیل خرابکاری دستگیر شد.

local authorities are trying to regulate the activities of graffitists.

مقامات محلی در تلاشند فعالیت‌های گرافیتی‌ست‌ها را تنظیم کنند.

the graffitist often uses vibrant colors in their artwork.

گرافیتی‌ست اغلب از رنگ‌های زنده در آثار هنری خود استفاده می‌کند.

street art by a talented graffitist can transform a dull neighborhood.

هنر خیابانی یک گرافیتی‌ست با استعداد می‌تواند یک محله خسته‌کننده را متحول کند.

the graffitist's style is recognizable and unique.

سبک گرافیتی‌ست قابل تشخیص و منحصر به فرد است.

they organized a workshop for aspiring graffitists.

آنها یک کارگاه آموزشی برای گرافیتی‌ست‌های مشتاق برگزار کردند.

the graffitist collaborated with local artists for a community project.

گرافیتی‌ست با هنرمندان محلی برای یک پروژه محلی همکاری کرد.

some consider the graffitist's work to be a legitimate form of art.

برخی آثار گرافیتی‌ست را به عنوان یک شکل هنری مشروع در نظر می‌گیرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید