gralloch

[ایالات متحده]/ˈɡræl.ɒk/
[بریتانیا]/ˈɡræl.ɑk/

ترجمه

n. (آهو مرده) روده‌ها
Word Forms
جمعgrallochs

عبارات و ترکیب‌ها

gralloch removal

حذف گرا لوچ

gralloch inspection

بازرسی گرا لوچ

gralloch procedure

روش گرا لوچ

gralloching process

فرآیند گرا لوچینگ

gralloch knife

چاقوی گرا لوچ

gralloch site

محل گرا لوچ

gralloch safety

ایمنی گرا لوچ

gralloch techniques

تکنیک های گرا لوچ

gralloch training

آموزش گرا لوچ

gralloch guidelines

دستورالعمل های گرا لوچ

جملات نمونه

the hunter decided to gralloch the deer immediately after the shot.

شکارچی تصمیم گرفت بلافاصله پس از شلیک، گرا لوچ کند.

gralloching is an essential skill for anyone in the field of hunting.

گرا لوچ کردن یک مهارت ضروری برای هر کسی در زمینه شکار است.

he learned how to gralloch properly from his father.

او یاد گرفت که چگونه به درستی از پدرش گرا لوچ کند.

after the gralloch, they packed up the meat for transport.

پس از گرا لوچ کردن، آنها گوشت را برای حمل و نقل بسته‌بندی کردند.

it's important to gralloch quickly to preserve the meat's quality.

برای حفظ کیفیت گوشت، سریع گرا لوچ کردن مهم است.

he felt a sense of pride after successfully gralloching his first deer.

او بعد از گرا لوچ کردن موفقیت آمیز اولین گوزن خود، احساس غرور کرد.

the guide showed them the proper way to gralloch in the field.

راهنمای گردشگران به آنها روش صحیح گرا لوچ کردن در طبیعت نشان داد.

gralloching requires both skill and respect for the animal.

گرا لوچ کردن هم به مهارت و هم به احترام به حیوان نیاز دارد.

they discussed the best practices for gralloching during their hunting trip.

آنها در طول سفر شکار خود، بهترین روش ها برای گرا لوچ کردن را مورد بحث قرار دادند.

proper gralloching can help minimize waste after a hunt.

گرا لوچ کردن مناسب می تواند به کاهش ضایعات پس از شکار کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید