grammatical

[ایالات متحده]/ɡrəˈmætɪkl/
[بریتانیا]/ɡrəˈmætɪkl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به قوانین دستور زبان; مطابق با قوانین دستوری
adv. به طور دستوری صحیح
n. انطباق با قوانین دستور زبان

عبارات و ترکیب‌ها

grammatically correct

دستوری صحیح

grammatically accurate

دستوری دقیق

grammatical structure

ساختار دستوری

grammatical meaning

معنای دستوری

grammatical form

فرم دستوری

جملات نمونه

It is important to follow grammatical rules when writing.

رعایت قوانین دستوری هنگام نوشتن مهم است.

She has a good grasp of grammatical structures in English.

او درک خوبی از ساختارهای دستوری در زبان انگلیسی دارد.

The teacher emphasized the importance of using proper grammatical forms.

معلم بر اهمیت استفاده از فرم های دستوری صحیح تاکید کرد.

Students should practice using grammatical tenses regularly.

دانش آموزان باید به طور منظم از زمان های دستوری استفاده کنند.

The book provides clear explanations of grammatical concepts.

این کتاب توضیحات واضحی در مورد مفاهیم دستوری ارائه می دهد.

He made several grammatical errors in his essay.

او چندین خطای دستوری در مقاله خود مرتکب شد.

Learning a new language involves mastering its grammatical rules.

یادگیری یک زبان جدید شامل تسلط بر قوانین دستوری آن است.

The software automatically corrects grammatical mistakes in writing.

نرم افزار به طور خودکار اشتباهات دستوری در نوشتن را تصحیح می کند.

She is taking a course on advanced grammatical structures.

او در حال گذراندن دوره ای در مورد ساختارهای دستوری پیشرفته است.

The student's grammatical skills have improved significantly over the semester.

مهارت های دستوری دانش آموز به طور قابل توجهی در طول نیمه سال بهبود یافته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید