grands

[ایالات متحده]/ɡrændz/
[بریتانیا]/ɡrændz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک هزار دلار یا پوند

عبارات و ترکیب‌ها

grands prix

مسابقات بزرگ

grands châteaux

قلعه‌های بزرگ

grands magasins

فروشگاه‌های بزرگ

grands moments

لحظات بزرگ

grands événements

رویدادهای بزرگ

grands artistes

هنرمندان بزرگ

grands projets

پروژه‌های بزرگ

grands défis

چالش‌های بزرگ

grands succès

موفقیت‌های بزرگ

grands discours

سخنرانی‌های بزرگ

جملات نمونه

they have grands plans for the future.

آنها طرح‌های بزرگ برای آینده دارند.

the grands of the city are well-known for their beauty.

بزرگان شهر به خاطر زیبایی خود مشهور هستند.

she has grands ambitions in her career.

او جاه طلبی های بزرگی در حرفه خود دارد.

we need to make grands changes to improve our system.

ما باید تغییرات بزرگی ایجاد کنیم تا سیستم خود را بهبود بخشیم.

his grands achievements are celebrated by many.

دستاوردهای بزرگ او توسط بسیاری مورد تحسین قرار می گیرند.

they hosted a grands event last weekend.

آنها یک رویداد بزرگ آخر هفته گذشته برگزار کردند.

she painted a grands mural on the wall.

او یک نقاشی دیواری بزرگ روی دیوار کشید.

the grands of the festival attracted thousands.

بزرگی جشنواره هزاران نفر را به خود جذب کرد.

he gave a grands speech at the conference.

او در کنفرانس یک سخنرانی بزرگ ایراد کرد.

they are known for their grands hospitality.

آنها به خاطر مهمان نوازی بزرگ خود مشهور هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید