granges

[ایالات متحده]/ɡreɪndʒɪz/
[بریتانیا]/ɡreɪndʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مزارع یا املاک، به ویژه در مناطق روستایی

عبارات و ترکیب‌ها

granges of fruit

باغات میوه

granges of colors

باغات رنگ‌ها

granges of sizes

باغات اندازه‌ها

granges of flavors

باغات طعم‌ها

granges of styles

باغات سبک‌ها

granges of options

باغات گزینه‌ها

granges of textures

باغات بافت‌ها

granges of prices

باغات قیمت‌ها

granges of patterns

باغات الگوها

granges of products

باغات محصولات

جملات نمونه

many farmers grow crops in their granges.

بسیاری از کشاورزان محصولات خود را در مزرعه‌های خود کشت می‌کنند.

granges often serve as community gathering places.

مزرعه‌ها اغلب به عنوان مکان‌های گردهمایی جامعه عمل می‌کنند.

she inherited several granges from her family.

او چندین مزرعه را از خانواده‌اش به ارث برد.

granges are essential for local agriculture.

مزرعه‌ها برای کشاورزی محلی ضروری هستند.

he enjoys visiting different granges during the harvest season.

او از بازدید از مزرعه‌های مختلف در فصل برداشت لذت می‌برد.

granges provide a variety of fresh produce.

مزرعه‌ها انواع محصولات تازه را فراهم می‌کنند.

they organized a festival at the local grange.

آنها یک جشنواره در مزرعه محلی برگزار کردند.

the granges in this region are known for their organic farming.

مزرعه‌های این منطقه به دلیل کشاورزی ارگانیک خود مشهور هستند.

many granges have adopted sustainable farming practices.

بسیاری از مزرعه‌ها شیوه‌های کشاورزی پایدار را اتخاذ کرده‌اند.

she volunteers at the community grange every weekend.

او هر آخر هفته به عنوان داوطلب در مزرعه محلی فعالیت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید