funny grannies
پیرزنهای خندهدار
grannies club
باشگاه مادربزرگها
grannies rule
مادربزرگها حکومت میکنند
grannies rock
مادربزرگها فوقالعاده هستند
grannies unite
مادربزرگها متحد شوند
sassy grannies
مادربزرگهای با زهر
grannies know
مادربزرگها میدانند
grannies care
مادربزرگها اهمیت میدهند
grannies love
مادربزرگها دوست دارند
grannies first
مادربزرگها اول هستند
grannies often share stories from their childhood.
پیرزنها اغلب داستانهایی از دوران کودکی خود به اشتراک میگذارند.
many grannies love to bake cookies for their grandchildren.
بسیاری از مادربزرگها دوست دارند برای نوه هایشان کوکی درست کنند.
grannies usually have a lot of wisdom to impart.
مادربزرگها معمولاً دانش زیادی برای انتقال دارند.
my grannies taught me how to knit when i was young.
مادربزرگهای من به من یاد دادند که وقتی جوان بودم چگونه بافت کنم.
grannies often enjoy gardening in their free time.
مادربزرگها اغلب از باغبانی در اوقات فراغت خود لذت میبرند.
some grannies still play video games with their grandchildren.
برخی از مادربزرگها هنوز هم با نوه هایشان بازی ویدیویی انجام می دهند.
grannies are known for their comforting hugs.
مادربزرگها به خاطر بغر های دلگرم کننده شان معروف هستند.
many grannies enjoy knitting blankets for the family.
بسیاری از مادربزرگها از بافتن پتو برای خانواده لذت میبرند.
grannies often host family gatherings during the holidays.
مادربزرگها اغلب در تعطیلات دورهمیهای خانوادگی برگزار میکنند.
grannies can be great storytellers at bedtime.
مادربزرگها میتوانند در هنگام خواب داستانگوهای خوبی باشند.
funny grannies
پیرزنهای خندهدار
grannies club
باشگاه مادربزرگها
grannies rule
مادربزرگها حکومت میکنند
grannies rock
مادربزرگها فوقالعاده هستند
grannies unite
مادربزرگها متحد شوند
sassy grannies
مادربزرگهای با زهر
grannies know
مادربزرگها میدانند
grannies care
مادربزرگها اهمیت میدهند
grannies love
مادربزرگها دوست دارند
grannies first
مادربزرگها اول هستند
grannies often share stories from their childhood.
پیرزنها اغلب داستانهایی از دوران کودکی خود به اشتراک میگذارند.
many grannies love to bake cookies for their grandchildren.
بسیاری از مادربزرگها دوست دارند برای نوه هایشان کوکی درست کنند.
grannies usually have a lot of wisdom to impart.
مادربزرگها معمولاً دانش زیادی برای انتقال دارند.
my grannies taught me how to knit when i was young.
مادربزرگهای من به من یاد دادند که وقتی جوان بودم چگونه بافت کنم.
grannies often enjoy gardening in their free time.
مادربزرگها اغلب از باغبانی در اوقات فراغت خود لذت میبرند.
some grannies still play video games with their grandchildren.
برخی از مادربزرگها هنوز هم با نوه هایشان بازی ویدیویی انجام می دهند.
grannies are known for their comforting hugs.
مادربزرگها به خاطر بغر های دلگرم کننده شان معروف هستند.
many grannies enjoy knitting blankets for the family.
بسیاری از مادربزرگها از بافتن پتو برای خانواده لذت میبرند.
grannies often host family gatherings during the holidays.
مادربزرگها اغلب در تعطیلات دورهمیهای خانوادگی برگزار میکنند.
grannies can be great storytellers at bedtime.
مادربزرگها میتوانند در هنگام خواب داستانگوهای خوبی باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید