granulite

[ایالات متحده]/ˈɡrænjʊlaɪt/
[بریتانیا]/ˈɡrænjuˌlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی سنگ دگرگونی که با بافت دانه‌ای خود مشخص می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

granulite facies

چهارتایی گرانیولیتی

granulite rocks

سنگ‌های گرانیولیتی

granulite formation

تشکیل گرانیولیت

granulite texture

بافت گرانیولیت

granulite metamorphism

متابولیسم گرانیولیت

granulite composition

ترکیب گرانیولیت

granulite outcrop

خروج گرانیولیت

granulite province

استان گرانیولیت

granulite type

نوع گرانیولیت

granulite study

مطالعه گرانیولیت

جملات نمونه

granulite is a high-grade metamorphic rock.

گرانیولیت یک سنگ متامورفیک با درجه بالا است.

geologists study granulite to understand the earth's crust.

زمین‌شناسان گرانیولیت را برای درک پوسته زمین مطالعه می‌کنند.

granulite often contains minerals like garnet and pyroxene.

گرانیولیت اغلب حاوی مواد معدنی مانند گارنت و پیروکسن است.

many mountain ranges are composed of granulite.

بسیاری از رشته کوه‌ها از گرانیولیت تشکیل شده‌اند.

granulite forms under high temperature and pressure conditions.

گرانیولیت در شرایط دمای و فشار بالا تشکیل می‌شود.

scientists analyze granulite samples from different locations.

دانشمندان نمونه‌های گرانیولیت را از مکان‌های مختلف تجزیه و تحلیل می‌کنند.

understanding granulite helps in studying tectonic processes.

درک گرانیولیت به مطالعه فرآیندهای تکتونیکی کمک می‌کند.

granulite can provide insights into the history of metamorphism.

گرانیولیت می‌تواند بینشی در مورد تاریخچه متافازم ارائه دهد.

fieldwork often involves collecting granulite for analysis.

کار میدانی اغلب شامل جمع‌آوری گرانیولیت برای تجزیه و تحلیل است.

granulite is important for understanding geological formations.

گرانیولیت برای درک ساختارهای زمین‌شناسی مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید