grassed

[ایالات متحده]/gra:st/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمی به عقب مایل شده با چوب که توپ را به طور مستقیم به صورت می‌زند؛ کمی به عقب شیب‌دار.

عبارات و ترکیب‌ها

grassed on someone

افشا کرد

جملات نمونه

someone had grassed on the thieves.

کسی به دزدان خبر داده بود.

Tom grassed his opponent with a well-placed blow. Bill must have grassed on us.

تام با یک ضربه حساب شده حریف خود را از پا درآورد. احتمالاً بیل به ما خبر داده بود.

the railtracks were mostly grassed over .

راه‌آهن‌ها بیشتر پوشیده از علف شده بودند.

I don't think he has any friends since he grassed to the Feds.

فکر نمی‌کنم از آن پس او دوستانی داشته باشد، چون به فدرال‌ها خبر داده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید