grassing

[ایالات متحده]/ˈɡræsɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡræsɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل اطلاع دادن درباره کسی، به ویژه به پلیس
v. شکل حال استمراری "grass"، به معنی اطلاع دادن درباره کسی

عبارات و ترکیب‌ها

grassing up

افشای اطلاعات

grassing on

افشا کردن درباره

grassing someone

افشای اطلاعات درباره کسی

grassing tactics

تاکتیک های افشاگری

grassing culture

فرهنگ افشاگری

grassing behavior

رفتار افشاگری

grassing incident

واقعه افشاگری

grassing policy

سیاست افشاگری

grassing trend

روند افشاگری

grassing issue

مشکلات افشاگری

جملات نمونه

grassing on your friends is not a good idea.

دوستان خود را لو دادن ایده خوبی نیست.

he was accused of grassing to the police.

او به دلیل لو دادن به پلیس متهم شد.

grassing can lead to serious consequences.

لو دادن می تواند منجر به عواقب جدی شود.

she decided against grassing on her colleague.

او تصمیم گرفت از همکار خود لو ندهد.

grassing is often seen as a betrayal.

لو دادن اغلب به عنوان خیانت تلقی می شود.

he felt guilty after grassing on his friend.

او بعد از لو دادن دوستش احساس گناه کرد.

grassing might protect you, but it can hurt others.

لو دادن ممکن است از شما محافظت کند، اما می تواند به دیگران آسیب برساند.

she warned him about the dangers of grassing.

او به او در مورد خطرات لو دادن هشدار داد.

grassing can destroy trust in relationships.

لو دادن می تواند اعتماد را در روابط از بین ببرد.

many people avoid grassing due to fear of retaliation.

بسیاری از مردم به دلیل ترس از انتقام، از لو دادن اجتناب می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید