grassy

[ایالات متحده]/ˈɡrɑːsi/
[بریتانیا]/ˈɡræsi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده از چمن؛ سبز مانند چمن.

عبارات و ترکیب‌ها

lush grassy field

چمنزار سرسبز و انبوه

soft grassy meadow

چمنزار نرم و سرسبز

green grassy knoll

گودال چمن سبز

fresh grassy scent

بوی چمن تازه

vibrant grassy landscape

مناظر چمنزار زنده و پر جنب و جوش

جملات نمونه

an intense grassy green.

یک سبز علفی شدید

try the pleasant, grassy Chablis.

چابلیس علفی دلپذیر را امتحان کنید.

They are lying on a grassy lawn.

آنها روی چمنزار علفی دراز کشیده اند.

a small tree on a grassy mound

یک درخت کوچک روی تپه علفی

cliffs with grassy rounded contours.

صخره‌هایی با خطوط منحنی و چمن‌دار.

she scrabbled at the grassy slope, desperate for purchase.

او در حالی که برای گرفتن ناامیدانه تلاش می کرد، در دامنه علفی خراشید.

The rabbit sprang from its grassy couch.

خرگوش از مبل علفی خود بیرون پرید.

Cattle move freely across the grassy plain.

گاوها به طور آزادانه در دشت علفی حرکت می کنند.

violet-tinged flowers patterned the grassy banks.

گل های به رنگ بنفش، حاشیه های علفی را تزئین کرده بودند.

the nuns walked in meditation, their habits dragging on the grassy verge.

راهبه ها در حالی که در حال مراقبه بودند، لباس هایشان روی حاشیه علفی کشیده می شد.

Above the treeline take a grassy path leading steeply towards the summit.

بالای خط درختان، یک مسیر علفی را بگیرید که به سمت قله به شدت می رود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید