sandy

[ایالات متحده]/'sændɪ/
[بریتانیا]/'sændi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشیده یا متشکل از شن؛ مربوط به یا واقع در یک منطقه شنی

عبارات و ترکیب‌ها

sandy beach

ساحل شنی

sandy soil

خاک شنی

sandy hair

موهای ماسه‌ای

sandy color

رنگ ماسه‌ای

sandy desert

بیابان شنی

sandy loam

آهک شنی

sandy gravel

شن و ماسه شنی

sandy silt

لیلک ماسه‌ای

sandy clay

رس ماسه‌ای

جملات نمونه

a mile off Sandy Hook.

یک مایل دورتر از سندی هوک

Sandy is a very busy teenager.

سندی یک نوجوان بسیار شلوغه.

My towel’s all sandy!

حوله من کاملاً شنی است!

areas of fertile, sandy ground.

مناطقی با خاک حاصلخیز و شنی.

the pounding of the surf on a sandy beach.

ضربه های امواج به یک ساحل شنی.

pine woods and a fine sandy beach.

جنگل‌های کاج و یک ساحل شنی زیبا.

the grass was patched with sandy stretches.

چمن با لکه‌های شنی وصله‌دار بود.

catch some rays on a secluded sandy beach.

در یک ساحل شنی خلوت آفتاب بگیرید.

sandy beaches scattered with driftwood.

ساحل‌های شنی متفرق شده با الوارهای چوبی.

waves that washed the sandy shores.

امواج که سواحل شنی را میشستند.

Water filters through the sandy soil and into the well.

آب از طریق خاک شنی و به داخل چاه نفوذ می کند.

The sandy soil that upland lime calcium pledges earth and fluvial two sides reach alluvion, sandy loam 4 kinds big.

خاک شنی که خاکرنگه آهکی و کلسیم در زمین و دو طرف فرات وعده می دهد، سیل، ماسه لوام 4 نوع بزرگ.

sandy plains where fire tends to spread most quickly.

دشت‌های شنی که آتش بیشتر در آنها گسترش می‌یابد.

epipsammon Organisms living on the surface of a sandy substratum or on the surface of the sand particles.

اپیسمون: ارگانیسم‌هایی که روی سطح زیرلایه شنی یا روی سطح ذرات شن زندگی می‌کنند.

"During the football season, Sandy is busier than ever."

در طول فصل فوتبال، سندی از همیشه شلوغ‌تر است.

The northern abrupt slope of Dongying Sag is the developed area of sandy conglomeratic body.

شیب شمالی تند و ناگهانی سافت دونگ‌یینگ منطقه‌ای است که در آن بدنه ماسه‌ای کنگلومراتی توسعه یافته است.

The beaches, sandy in the western part of the town, are covered only with tufts of halophilous grasses.

سواحل، در قسمت غربی شهر شنی هستند و فقط با توده‌های چمن‌های هالوتیلی پوشیده شده‌اند.

نمونه‌های واقعی

29. The grand commander demands thousands of sandy sandwiches.

29. فرمانده بزرگ خواستار هزاران ساندویچ شنی است.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Is it sandy or is it rocky?

آیا شنی است یا صخره ای؟

منبع: IELTS Speaking Preparation Guide

We have a pleasant sandy beach for swimming.

ما یک ساحل شنی دلپذیر برای شنا کردن داریم.

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 10 (Overseas Edition)

His sandy brows went up in astonishment.

ابروهای شنی او با حیرت بالا رفتند.

منبع: Gone with the Wind

We get sandy yellow dust in the spring.

ما گرد و غبار زرد شنی در بهار دریافت می کنیم.

منبع: American Family Universal Parent-Child English

Until the 1980s Qatar was little more than a sandy backwater.

تا دهه 1980، قطر بیشتر از یک منطقه عقب مانده شنی نبود.

منبع: The Economist - Arts

" Easy, buddy, " the sandy man ordered.

"- آسوده باش، رفیق،" مرد شنی دستور داد.

منبع: Spider-Man: No Way Home

They survived certainly hurricane sandy they have survived everything.

آنها مطمئناً طوفان شنی را زنده کردند، آنها همه چیز را زنده کرده اند.

منبع: VOA Standard English_Americas

Pretty Sandy, not tough sandy. - Okay. Yeah, you can be pretty sandy. Mom can handle that, right?

سندی زیبا، نه سندی سخت. - باشه. بله، می توانید سندی زیبا باشید. مادر می تواند با آن کنار بیاید، درست است؟

منبع: Our Day Season 2

We've landed on a huge, yellow, sandy beach.

ما در یک ساحل شنی بزرگ، زرد و شنی فرود آمدیم.

منبع: A bet.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید