gratifying

[ایالات متحده]/'ɡrætɪfaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. لذت بخش و رضایت بخش; خوشایند.

عبارات و ترکیب‌ها

a gratifying experience

یک تجربه دلپذیر

gratifying results

نتایج دلپذیر

achieve gratifying success

به دست آوردن موفقیت دلپذیر

جملات نمونه

it's gratifying seeing everybody gelling.

دیدن اینکه همه در حال هماهنگی هستند، خوشحال کننده است.

It is gratifying to see all our hard work pay off.

دیدن اینکه تمام تلاش‌های ما نتیجه بخش شده است، خرسند کننده است.

Receiving recognition for your efforts can be very gratifying.

دریافت قدردانی برای تلاش‌های شما می‌تواند بسیار خرسند کننده باشد.

Helping others can be a gratifying experience.

کمک به دیگران می‌تواند یک تجربه خرسند کننده باشد.

Seeing progress in your skills is always gratifying.

دیدن پیشرفت در مهارت‌های شما همیشه خرسند کننده است.

Being appreciated by others is truly gratifying.

تقدیر شدن توسط دیگران واقعاً خرسند کننده است.

Reaching a goal you've worked hard for is incredibly gratifying.

رسیدن به هدفی که سخت برای آن تلاش کرده‌اید، فوق العاده خرسند کننده است.

A sincere thank you can be very gratifying.

یک تشکر صمیمانه می‌تواند بسیار خرسند کننده باشد.

Seeing a project come together successfully is gratifying.

دیدن اینکه یک پروژه با موفقیت به هم می‌رسد، خرسند کننده است.

Making a positive impact on someone's life is gratifying.

ایجاد تأثیر مثبت بر زندگی کسی خرسند کننده است.

Receiving positive feedback is always gratifying.

دریافت بازخورد مثبت همیشه خرسند کننده است.

نمونه‌های واقعی

And that they would therefore leave us in painful but somehow psychologically gratifying ways.

و این‌که آن‌ها به‌ همین دلیل ما را با روش‌های دردناک اما به‌ طرز عجیبی روانشناختی رضایت‌بخش ترک کنند.

منبع: The school of life

Helping people is a humbling and gratifying experience.

کمک به مردم تجربه‌ای فروتنانه و رضایت‌بخش است.

منبع: Science in Life

Well, it's exciting for us and gratifying.

خب، برای ما هیجان‌انگیز و رضایت‌بخش است.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American March 2023 Collection

It's all over the world and it is wonderfully gratifying.

این در سراسر جهان است و به‌ طرز شگفت‌انگیزی رضایت‌بخش است.

منبع: U.S. Route 66

For Sater, the work was surreal and often gratifying.

برای ساتر، این کار سورئال و اغلب رضایت‌بخش بود.

منبع: Newsweek

" Listen to them, " he said; " it is very gratifying" .

" به آن‌ها گوش کنید، " او گفت؛ " این بسیار رضایت‌بخش است."

منبع: Peter Pan

One restorer says this is the most gratifying part, assembling and gluing the pieces.

یکی از بازسازی‌کنندگان می‌گوید این قسمت بیش از همه رضایت‌بخش است، مونتاژ و چسباندن قطعات.

منبع: CNN 10 Student English April 2023 Compilation

But when I go home, there's nothing more gratifying than coming home and spending time with daughter and your wife.

اما وقتی به خانه می‌روم، هیچ چیز بیشتر از بازگشت به خانه و گذراندن وقت با دختر و همسرتان رضایت‌بخش نیست.

منبع: Basketball English Class

The Moon is one of the most beautiful and most gratifying objects in the sky to observe.

ماه یکی از زیباترین و رضایت‌بخش‌ترین اجرام آسمان برای مشاهده است.

منبع: Crash Course Astronomy

May I say how please I am with tonight's turnout, some eight hundred people, which is very gratifying.

می‌خواهم بگویم چقدر از حضور امشب، حدود هشتصد نفر، که بسیار رضایت‌بخش است، خوشحال هستم.

منبع: Listening Digest

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید