gravida

[ایالات متحده]/ˈɡrævɪdə/
[بریتانیا]/ˈɡrævɪdə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

زن باردار
Word Forms
جمعgravidas

عبارات و ترکیب‌ها

gravida one

حاملگی یک

gravida two

حاملگی دو

gravida three

حاملگی سه

gravida status

وضعیت حاملگی

gravida care

مراقبت های بارداری

gravida assessment

ارزیابی بارداری

gravida history

سابقه بارداری

gravida classification

طبقه بندی بارداری

gravida monitoring

نظارت بر بارداری

gravida counseling

مشاوره بارداری

جملات نمونه

the gravida woman attended her prenatal classes.

زن باردار در کلاس‌های بارداری خود شرکت کرد.

it is important for a gravida to maintain a healthy diet.

برای یک خانم باردار حفظ یک رژیم غذایی سالم مهم است.

the doctor monitored the gravida's health closely.

پزشک به دقت وضعیت سلامتی خانم باردار را زیر نظر داشت.

each gravida should have regular check-ups.

هر خانم باردار باید معاینات منظم داشته باشد.

she is a gravida expecting her first child.

او یک خانم باردار است که منتظر اولین فرزندش است.

support groups can be beneficial for gravidas.

گروه‌های حمایتی می‌توانند برای خانم‌های باردار مفید باشند.

the gravida received advice on childbirth preparation.

خانم باردار مشاوره ای در مورد آمادگی برای زایمان دریافت کرد.

every gravida should be informed about prenatal care.

هر خانم بارداری باید در مورد مراقبت های دوران بارداری مطلع باشد.

she attended a seminar for gravidas and new mothers.

او در یک سمینار برای خانم‌های باردار و مادران جدید شرکت کرد.

the hospital provides resources for gravida education.

بیمارستان منابعی برای آموزش خانم‌های باردار فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید