gravidities

[ایالات متحده]/ˌɡrævɪˈdɪtiz/
[بریتانیا]/ˌɡrævɪˈdɪtiz/

ترجمه

n. حالت بارداری

عبارات و ترکیب‌ها

multiple gravidities

بارداری‌های چند قلو

high-risk gravidities

بارداری‌های پرخطر

previous gravidities

بارداری‌های قبلی

uncomplicated gravidities

بارداری‌های بدون عوارض

early gravidities

بارداری‌های اولیه

singleton gravidities

بارداری‌های تک‌قلو

recurrent gravidities

بارداری‌های مکرر

normal gravidities

بارداری‌های طبیعی

planned gravidities

بارداری‌های برنامه‌ریزی شده

complicated gravidities

بارداری‌های پیچیده

جملات نمونه

she experienced multiple gravidities throughout her life.

او در طول زندگی خود بارداری‌های متعددی را تجربه کرد.

gravidities can affect a woman's health significantly.

بارداری‌ها می‌توانند به طور قابل توجهی بر سلامت یک زن تأثیر بگذارند.

doctors monitor gravidities closely for any complications.

پزشکان بارداری‌ها را به دقت برای هرگونه عوارضی زیر نظر دارند.

some women may have difficulties during their gravidities.

برخی از زنان ممکن است در طول بارداری خود مشکلاتی داشته باشند.

gravidities can lead to various physical changes in the body.

بارداری‌ها می‌توانند منجر به تغییرات فیزیکی مختلف در بدن شوند.

her experiences with different gravidities shaped her perspective on motherhood.

تجربیات او با بارداری‌های مختلف، دیدگاه او را نسبت به مادری شکل داد.

nutrition is crucial during gravidities to support fetal development.

تغذیه در طول بارداری برای حمایت از رشد جنین بسیار مهم است.

gravidities can be a joyful yet challenging journey.

بارداری می‌تواند سفری لذت‌بخش اما چالش‌برانگیز باشد.

she documented her experiences across her gravidities.

او تجربیات خود را در طول بارداری‌های مختلف مستند کرد.

support systems are important during multiple gravidities.

حمایت‌های اجتماعی در طول بارداری‌های متعدد مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید