| جمع | graybeards |
graybeard wisdom
حکمت سبیل خاکستری
graybeard tales
داستانهای سبیل خاکستری
graybeard mentor
استاد سبیل خاکستری
graybeard tradition
آداب و رسوم سبیل خاکستری
graybeard humor
طنز سبیل خاکستری
graybeard advice
مشورت سبیل خاکستری
graybeard stories
قصههای سبیل خاکستری
graybeard authority
اعتبار سبیل خاکستری
graybeard experience
تجربه سبیل خاکستری
graybeard figure
شخصیت سبیل خاکستری
the graybeard shared his wisdom with the younger generation.
ریشسفید خرد خود را با نسل جوان در میان گذاشت.
many consider the graybeard a symbol of experience.
بسیاری ریشسفید را نمادی از تجربه میدانند.
the graybeard told stories of his adventures at sea.
ریشسفید داستانهای ماجراجوییهای خود در دریا را تعریف کرد.
his graybeard made him look wise and trustworthy.
ریشسفید او را باهوش و قابل اعتماد نشان میداد.
the graybeard often reminisced about his youth.
ریشسفید اغلب به دوران جوانی خود فکر میکرد.
people gathered around the graybeard to hear his tales.
مردم دور ریشسفید جمع میشدند تا داستانهای او را بشنوند.
the graybeard was known for his kindness and generosity.
ریشسفید به خاطر مهربانی و سخاوتش شناخته میشد.
in the village, the graybeard is a respected figure.
در روستا، ریشسفید شخصیتی مورد احترام است.
the graybeard enjoyed sharing his knowledge of nature.
ریشسفید از به اشتراک گذاشتن دانش خود در مورد طبیعت لذت میبرد.
children loved to listen to the graybeard's fairy tales.
کودکان عاشق گوش دادن به داستانهای پریان ریشسفید بودند.
graybeard wisdom
حکمت سبیل خاکستری
graybeard tales
داستانهای سبیل خاکستری
graybeard mentor
استاد سبیل خاکستری
graybeard tradition
آداب و رسوم سبیل خاکستری
graybeard humor
طنز سبیل خاکستری
graybeard advice
مشورت سبیل خاکستری
graybeard stories
قصههای سبیل خاکستری
graybeard authority
اعتبار سبیل خاکستری
graybeard experience
تجربه سبیل خاکستری
graybeard figure
شخصیت سبیل خاکستری
the graybeard shared his wisdom with the younger generation.
ریشسفید خرد خود را با نسل جوان در میان گذاشت.
many consider the graybeard a symbol of experience.
بسیاری ریشسفید را نمادی از تجربه میدانند.
the graybeard told stories of his adventures at sea.
ریشسفید داستانهای ماجراجوییهای خود در دریا را تعریف کرد.
his graybeard made him look wise and trustworthy.
ریشسفید او را باهوش و قابل اعتماد نشان میداد.
the graybeard often reminisced about his youth.
ریشسفید اغلب به دوران جوانی خود فکر میکرد.
people gathered around the graybeard to hear his tales.
مردم دور ریشسفید جمع میشدند تا داستانهای او را بشنوند.
the graybeard was known for his kindness and generosity.
ریشسفید به خاطر مهربانی و سخاوتش شناخته میشد.
in the village, the graybeard is a respected figure.
در روستا، ریشسفید شخصیتی مورد احترام است.
the graybeard enjoyed sharing his knowledge of nature.
ریشسفید از به اشتراک گذاشتن دانش خود در مورد طبیعت لذت میبرد.
children loved to listen to the graybeard's fairy tales.
کودکان عاشق گوش دادن به داستانهای پریان ریشسفید بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید