greases

[ایالات متحده]/ɡriːsɪz/
[بریتانیا]/ɡriːsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. روغن زدن به چیزی
n. چربی‌ها یا روغن‌های حیوانی؛ روان‌سازها یا مواد روغنی

عبارات و ترکیب‌ها

cooking greases

چربی‌های آشپزی

machine greases

چربی‌های ماشین

lubricating greases

چربی‌های روان‌کننده

automotive greases

چربی‌های خودرو

greases and oils

چربی‌ها و روغن‌ها

food greases

چربی‌های غذایی

industrial greases

چربی‌های صنعتی

synthetic greases

چربی‌های مصنوعی

greases for bearings

چربی‌های بلبرینگ

high-temperature greases

چربی‌های با دمای بالا

جملات نمونه

the mechanic greases the engine regularly.

مکانیک به طور منظم موتور را چرب می‌کند.

she greases the baking pan before pouring in the batter.

او قبل از ریختن خمیر، سینی پخت را چرب می‌کند.

greases are essential for reducing friction in machinery.

چربی‌ها برای کاهش اصطکاک در ماشین‌آلات ضروری هستند.

the chef greases the grill to prevent sticking.

سرآشپز برای جلوگیری از چسبیدن، گریل را چرب می‌کند.

he applies greases to the bicycle chain for smooth riding.

او چربی‌ها را برای سواری روان روی زنجیر دوچرخه می‌مالد.

greases can withstand high temperatures in industrial settings.

چربی‌ها می‌توانند در برابر دمای بالا در محیط‌های صنعتی مقاومت کنند.

they sell various types of greases at the hardware store.

آنها انواع مختلفی از چربی‌ها را در فروشگاه ابزار بفروشند.

he greases the hinges to ensure they open smoothly.

او لولاها را چرب می‌کند تا مطمئن شود که به راحتی باز می‌شوند.

using greases can extend the life of your equipment.

استفاده از چربی‌ها می‌تواند عمر تجهیزات شما را افزایش دهد.

the technician recommended specific greases for the job.

تکنسین چربی‌های خاصی را برای این کار توصیه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید