greenbottle

[ایالات متحده]/ˈɡriːnˌbɒt.əl/
[بریتانیا]/ˈɡriːnˌbɑː.təl/

ترجمه

n. نوعی مگس که به مگس بطری سبز معروف است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

greenbottle fly

مگس بطرقی سبز

greenbottle cap

درب بطری سبز

greenbottle glass

بطری شیشه ای سبز

greenbottle beer

آفتاب‌گردان

greenbottle insect

حشره بطری سبز

greenbottle vase

گلدان بطری سبز

greenbottle label

برچسب بطری سبز

greenbottle cork

دوشه بطری سبز

greenbottle soda

سودا بطری سبز

greenbottle container

ظرف بطری سبز

جملات نمونه

the greenbottle fly is often found in gardens.

مگس سبز بطری اغلب در باغ‌ها یافت می‌شود.

she was fascinated by the vibrant greenbottle color.

او مجذوب رنگ سبز و پر جنب و جوش مگس سبز بطری بود.

greenbottle flies play a role in the ecosystem.

مگس‌های سبز بطری نقش مهمی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

the greenbottle is known for its metallic sheen.

مگس سبز بطری به دلیل درخشندگی فلزی آن شناخته شده است.

we spotted a greenbottle resting on the flower.

ما یک مگس سبز بطری را در حال استراحت روی گل دیدیم.

greenbottle larvae are often found in decaying matter.

لاروهای مگس سبز بطری اغلب در مواد در حال پوسیدگی یافت می‌شوند.

the researcher studied the behavior of the greenbottle fly.

محقق رفتار مگس سبز بطری را مطالعه کرد.

greenbottle flies are attracted to sugary substances.

مگس‌های سبز بطری به مواد قندی جذب می‌شوند.

in summer, greenbottle flies are quite common.

در تابستان، مگس‌های سبز بطری بسیار رایج هستند.

she took a picture of a greenbottle on her phone.

او از یک مگس سبز بطری در تلفن همراه خود عکس گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید