greffier

[ایالات متحده]/ˈɡrɛfɪə/
[بریتانیا]/ˈɡrɛfɪr/

ترجمه

n. سردفتر یا ثبت‌کننده؛ سردفتر یا ثبت‌کننده

عبارات و ترکیب‌ها

chief greffier

مدیر ارشد

greffier duties

وظایف منشی

greffier office

دفتر منشی

deputy greffier

معاون منشی

greffier report

گزارش منشی

greffier appointment

انتصاب منشی

greffier function

وظیفه منشی

greffier role

نقش منشی

assistant greffier

منشی دستیار

greffier services

خدمات منشی

جملات نمونه

the greffier recorded the minutes of the meeting.

کاتبین جلسات، صورتجلسات جلسات را ثبت کردند.

the greffier is responsible for maintaining court records.

وظیفه نگهداری سوابق دادگاه با کاتب است.

during the trial, the greffier took notes diligently.

در طول محاکمه، کاتب با دقت یادداشت‌برداری کرد.

the greffier announced the verdict to the court.

کاتبین حکم را به اطلاع دادگاه رساندند.

she worked as a greffier for over a decade.

او بیش از یک دهه به عنوان کاتب کار کرده است.

the greffier prepared the documents for the judge.

کاتبین مدارک را برای قاضی آماده کردند.

everyone in the courtroom relied on the greffier's accuracy.

همه در دادگاه به دقت کاتب اعتماد داشتند.

the greffier verified the authenticity of the evidence.

کاتبین اصالت مدارک را بررسی کردند.

as a greffier, confidentiality is paramount.

به عنوان یک کاتب، حفظ محرمانگی بسیار مهم است.

the greffier assisted the judge during the proceedings.

کاتبین در طول جلسات به قاضی کمک کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید