notary

[ایالات متحده]/'nəʊt(ə)rɪ/
[بریتانیا]/'notəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سردفتر: شخصی که مسئول تأیید اصالت و قانونی بودن اسناد است.

عبارات و ترکیب‌ها

notary public

دفتر اسناد رسمی

notary office

دفترخانه

public notary

نویسنده عمومی

جملات نمونه

a commission to serve as notary public

کمیسیونی برای خدمت به عنوان سردفتر

an impression of a notary's seal on wax;

تصوری از مهر یک دفتردار بر روی موم;

That notary is authorised to perform the certain legal functions.

آن دلال مجاز به انجام توابع قانونی خاص است.

what portent can be greater than a pious notary?.

چه نشانه ای می تواند بزرگتر از یک قاضی مذهبی باشد؟

6.As Levy observes, “This nonrepudiation feature is the electronic equivalent of a notary public seal.

6.همانطور که لووی اشاره می کند: "این ویژگی عدم انکار معادل مهر یک دفتر اسناد رسمی الکترونیکی است.

...Dr.Thomas Lancaster Michael Gough .... Notary James Hardenbrook Marc Pickering .... Young Masbath Lisa Marie .... Ichabod's Mother Steven Waddington .... Mr.

...دکتر توماس لانکستر مایکل گاف ... سردبیر جیمز هاردنبروک مارک پیکرینگ ... ماسبات جوان لیزا ماری مادر ایکبود استیون وادینگتون آقای.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید