greyness

[ایالات متحده]/greinis/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت خاکستری بودن؛ داشتن موهای سفید.

جملات نمونه

A set of LPIV interrogation system based on greyness discriminance is developed.

یک مجموعه از سیستم بازرسی LPIV بر اساس تفکیک خاکستری توسعه یافته است.

The greyness of the sky matched the mood of the protagonist.

خاکستری بودن آسمان با حال و هوای شخصیت اصلی مطابقت داشت.

The greyness of the city was a stark contrast to the vibrant countryside.

خاکستری بودن شهر در تضاد شدید با فضای روستایی زنده بود.

She couldn't shake off the greyness of her thoughts.

او نتوانست اثر خاکستری بودن افکارش را از خود دور کند.

The greyness of the concrete jungle was suffocating.

خاکستری بودن جنگل بتنی خفه کننده بود.

His life was consumed by a greyness that seemed never-ending.

زندگی او درگیر خاکستری بود که به نظر بی پایان می رسید.

The greyness of the situation made it hard to see a way out.

خاکستری بودن وضعیت باعث شد که دیدن راهی برای خروج دشوار باشد.

The greyness of the old building gave it a mysterious aura.

خاکستری بودن ساختمان قدیمی به آن حال و هوای مرموزی بخشید.

The greyness of the ocean on a stormy day was both beautiful and ominous.

خاکستری بودن اقیانوس در یک روز طوفانی هم زیبا و هم شوم بود.

The greyness of his hair hinted at his advanced age.

خاکستری بودن موهایش به سن بالای او اشاره داشت.

The greyness of the winter sky was broken by a sudden burst of sunlight.

خاکستری بودن آسمان زمستانی با یک فوران ناگهانی نور خورشید شکسته شد.

نمونه‌های واقعی

These cells lose the ability to move with age, resulting in greyness.

این سلول‌ها با افزایش سن توانایی حرکت خود را از دست می‌دهند و در نتیجه دچار خاکستری می‌شوند.

منبع: Selected English short passages

Walter lay with his eyes closed and in that sombre light his face had the greyness of death.

والتر چشمانش بسته بود و در آن نور دلگیر، چهره‌اش رنگ و لعاب مرگ را داشت.

منبع: Veil

Healthy and muscular, he yet gave her the feeling of greyness, of tragedy that might only find solution in the night.

با وجود سالم و قوی‌هیکل بودن، باز هم به او احساس خاکستری، تراژدی که ممکن بود فقط در شب حل شود، دست می‌داد.

منبع: The Room with a View (Part 1)

She said slowly: " No;it wouldn't be fair." The fire had crumbled down to greyness, and one of the lamps made a gurgling appeal for attention.

او به آرامی گفت: "نه؛ منصفانه نبود." آتش به خاکستری تبدیل شده بود و یکی از چراغ‌ها با صدایی خروشان درخواست توجه می‌کرد.

منبع: The Age of Innocence (Part One)

It was a poor outlook, Grant felt, if he had to wait until the next cloudburst to recover Searle's body. The gathering greyness of the day depressed him; in a couple of hours they would have to call it off.

گرنت احساس کرد اگر مجبور باشد تا بارش بعدی ابرها منتظر بماند تا جسد سئروال را پیدا کند، اوضاع خوبی نیست. خاکستری شدن روز او را ناراحت کرد؛ در عرض دو ساعت باید آن را متوقف کنند.

منبع: A handsome face.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید