greyscale

[ایالات متحده]/ˈɡreɪskeɪl/
[بریتانیا]/ˈɡreɪskeɪl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دامنه از سایه‌های خاکستری بدون رنگ مشخص
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

greyscale image

تصویر مقیاس خاکستری

greyscale mode

حالت مقیاس خاکستری

greyscale filter

فیلتر مقیاس خاکستری

greyscale effect

اثر مقیاس خاکستری

greyscale palette

پالت مقیاس خاکستری

greyscale conversion

تبدیل مقیاس خاکستری

greyscale photography

عکاسی مقیاس خاکستری

greyscale display

نمایش مقیاس خاکستری

greyscale graphic

گرافیک مقیاس خاکستری

greyscale design

طراحی مقیاس خاکستری

جملات نمونه

the image was converted to greyscale for better contrast.

تصویر به سیاه و سفید تبدیل شد تا کنتراست بهتری ایجاد شود.

greyscale photography can evoke strong emotions.

عکاسی سیاه و سفید می‌تواند احساسات قوی را برانگیزد.

she prefers working in greyscale to focus on shapes.

او ترجیح می‌دهد در سیاه و سفید کار کند تا روی شکل‌ها تمرکز کند.

the artist created a stunning greyscale mural.

هنرمند یک نقاشی دیواری سیاه و سفید خیره‌کننده خلق کرد.

in design, greyscale can simplify complex visuals.

در طراحی، سیاه و سفید می‌تواند تصاویر پیچیده را ساده کند.

he adjusted the settings to display the image in greyscale.

او تنظیمات را برای نمایش تصویر به سیاه و سفید تغییر داد.

greyscale can be used to highlight important details.

می‌توان از سیاه و سفید برای برجسته کردن جزئیات مهم استفاده کرد.

the movie was shot in greyscale for a vintage feel.

فیلم با سیاه و سفید فیلمبرداری شد تا حس نوستالژیک ایجاد شود.

she printed the report in greyscale to save ink.

او گزارش را سیاه و سفید چاپ کرد تا جوهر صرفه‌جویی کند.

many classic films were originally released in greyscale.

بسیاری از فیلم‌های کلاسیک در ابتدا به سیاه و سفید منتشر شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید