grison

[ایالات متحده]/ˈɡrɪzən/
[بریتانیا]/ˈɡrɪzən/

ترجمه

n. نوعی گورکن که در آمریکای جنوبی و مرکزی یافت می‌شود.
Word Forms
جمعgrisons

عبارات و ترکیب‌ها

grison habitat

زیستگاه گریسون

grison diet

رژیم غذایی گریسون

grison behavior

رفتار گریسون

grison species

گونه‌های گریسون

grison fur

موهای گریسون

grison habitat loss

از دست دادن زیستگاه گریسون

grison population

جمعیت گریسون

grison tracking

ردیابی گریسون

grison conservation

حفظ گریسون

grison research

تحقیقات گریسون

جملات نمونه

the grison is known for its agility and intelligence.

غریسون به دلیل چابکی و هوش خود شناخته شده است.

many people find the grison to be a fascinating creature.

بسیاری از مردم گریسون را یک موجود جذاب می دانند.

the grison often hunts small mammals in the wild.

غریسون اغلب در طبیعت به شکار پستانداران کوچک می پردازد.

in some cultures, the grison is considered a symbol of cunning.

در برخی فرهنگ‌ها، گریسون به عنوان نمادی از حیله‌گری در نظر گرفته می‌شود.

grisons are typically found in south america.

غریسون معمولاً در آمریکای جنوبی یافت می شود.

people enjoy observing the grison in its natural habitat.

مردم از تماشای گریسون در زیستگاه طبیعی آن لذت می برند.

grisons have a distinctive coat that helps them blend in.

غریسون دارای پوششی متمایز است که به آنها کمک می کند تا در محیط اطراف خود پنهان شوند.

some researchers study the behavior of the grison in captivity.

برخی از محققان رفتار گریسون را در اسارت مطالعه می کنند.

the grison's diet mainly consists of fruits and insects.

رژیم غذایی گریسون عمدتاً از میوه ها و حشرات تشکیل شده است.

conservation efforts are important for the grison's habitat.

تلاش های حفاظتی برای زیستگاه گریسون مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید