silvered edges
لبههای نقرهای
silvered hair
موهای نقرهای
silvered leaves
برگهای نقرهای
silvered surface
سطح نقرهای
silvered glass
شیشه نقرهای
silvered sky
آسمان نقرهای
silvered frame
قاب نقرهای
silvered wings
بالهای نقرهای
silvered mirror
آینه نقرهای
silvered jewelry
جواهرات نقرهای
the silvered surface of the lake reflected the moonlight beautifully.
سطح نقرهگون دریاچه، نور ماه را به زیبایی منعکس میکرد.
she wore a silvered necklace that caught everyone's attention.
او یک گردنبند نقرهگون به تن داشت که توجه همه را جلب میکرد.
the silvered leaves of the tree shimmered in the sunlight.
برگهای نقرهگون درخت در نور خورشید میدرخشیدند.
he admired the silvered edges of the painting.
او حاشیه نقرهگون نقاشی را تحسین کرد.
the old mirror had a beautifully silvered frame.
آینه قدیمی یک قاب نقرهگون زیبا داشت.
her silvered hair gave her a distinguished look.
موهای نقرهگون او به او ظاهری متمایز میداد.
the silvered clouds signaled the approach of a storm.
ابرهای نقرهگون نشاندهنده نزدیک شدن طوفان بودند.
the artist used silvered paint to add highlights to the sculpture.
هنرمند از رنگ نقرهگون برای افزودن برجستگی به مجسمه استفاده کرد.
they admired the silvered skyline of the city at dusk.
آنها خط افق نقرهگون شهر را در هنگام غروب آفتاب تحسین کردند.
the silvered fish glided gracefully through the water.
ماهیهای نقرهگون به طور ظریف در آب شناور بودند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید