gritss

[ایالات متحده]/ɡrɪts/
[بریتانیا]/ɡrɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غلات به طور درشت آسیاب شده، به ویژه ذرت

عبارات و ترکیب‌ها

grits and eggs

غلات و تخم مرغ

shrimp and grits

میگو و غلات

cheesy grits

غلات پنیردار

grits bowl

غلات کاسه

grits recipe

دستور تهیه غلات

grits dish

غلات غذا

grits toppings

مواد روی غلات

instant grits

غلات فوری

grits mix

مخلوط غلات

grits side

غلات به عنوان غذای جانبی

جملات نمونه

she loves to eat grits for breakfast.

او عاشق خوردن گریت برای صبحانه است.

grits can be served with cheese or butter.

گریت را می توان با پنیر یا کره سرو کرد.

he added shrimp to his grits for flavor.

او برای طعم، میگو به گریت خود اضافه کرد.

grits are a staple in southern cuisine.

گریت یک غذای اصلی در آشپزی جنوب است.

many people enjoy their grits with a poached egg.

بسیاری از مردم از خوردن گریت خود با یک تخم مرغ آب پز لذت می برند.

she seasoned her grits with salt and pepper.

او گریت خود را با نمک و فلفل مزه‌دار کرد.

grits can be creamy or firm, depending on how you cook them.

گریت می تواند خامه‌ای یا سفت باشد، بسته به نحوه پخت آن.

he prefers his grits smooth and buttery.

او ترجیح می دهد گریت خود صاف و خامه‌ای باشد.

they served grits as a side dish at the restaurant.

آنها گریت را به عنوان غذای جانبی در رستوران سرو کردند.

grits can be a delicious comfort food.

گریت می تواند یک غذای راحت کننده خوشمزه باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید