grosbeak

[ایالات متحده]/ˈɡrəʊsbiːk/
[بریتانیا]/ˈɡroʊsbiːk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده با منقاری قوی که معمولاً از دانه‌ها تغذیه می‌کند؛ هر یک از چندین پرنده از خانواده Fringillidae که به خاطر منقارهای ضخیم و مخروطی‌شان شناخته می‌شوند.
شکل‌های واژه
جمعgrosbeaks

عبارات و ترکیب‌ها

red grosbeak

قرمز‌غراب

grosbeak species

گونه‌های غراب

grosbeak song

آهنگ غراب

grosbeak nest

لانه غراب

grosbeak call

صدای غراب

black grosbeak

غراب سیاه

grosbeak habitat

زیستگاه غراب

grosbeak feeding

تغذیه غراب

grosbeak behavior

رفتار غراب

grosbeak population

جمعیت غراب

جملات نمونه

the grosbeak sings beautifully in the morning.

لاله کاکلی در صبحگاه به زیبایی آواز می‌خواند.

we spotted a grosbeak in the garden.

ما یک لاله کاکلی را در باغ دیدیم.

the grosbeak is known for its strong beak.

لاله کاکلی به دلیل نوک قوی‌اش شناخته شده است.

many birdwatchers enjoy observing the grosbeak.

بسیاری از علاقه مندان به پرندگان از تماشای لاله کاکلی لذت می‌برند.

the grosbeak feeds on seeds and fruits.

لاله کاکلی از دانه‌ها و میوه‌ها تغذیه می‌کند.

during spring, grosbeaks migrate to warmer areas.

در طول بهار، لاله کاکلی‌ها به مناطق گرم‌تر مهاجرت می‌کنند.

grosbeaks can be found in various habitats.

لاله کاکلی‌ها را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف یافت.

the male grosbeak is often more colorful than the female.

نر لاله کاکلی اغلب از ماده آن رنگارنگ‌تر است.

we took photos of the grosbeak perched on a branch.

ما عکس‌هایی از لاله کاکلی که روی شاخه‌ای نشسته بود گرفتیم.

grosbeaks are often seen in pairs during mating season.

در فصل جفت‌گیری، لاله کاکلی‌ها اغلب به صورت جفت دیده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید