grosses income
درآمد ناخالص
grosses profit
سود ناخالص
grosses sales
فروش ناخالص
grosses margin
حاشیه سود ناخالص
grosses revenue
درآمد ناخالص
grosses amount
مبلغ ناخالص
grosses figures
اعداد ناخالص
grosses costs
هزینههای ناخالص
grosses expenses
هزینههای ناخالص
grosses losses
خسارات ناخالص
the movie grosses over a million dollars on opening weekend.
فیلم در افتتاحیه آخر هفته بیش از یک میلیون دلار درآمد کسب میکند.
her art exhibition grosses more than expected.
نمایشگاه هنری او بیشتر از حد انتظار درآمد کسب میکند.
the concert grosses billions in ticket sales.
کنسرت میلیاردها دلار در فروش بلیط درآمد کسب میکند.
last year's event grosses significantly higher than the previous year.
رویداد سال گذشته به طور قابل توجهی بیشتر از سال قبل درآمد کسب میکند.
he reported that the business grosses a substantial profit annually.
او گزارش داد که کسب و کار به طور سالانه سود قابل توجهی کسب میکند.
the new video game grosses quickly after its release.
بازی ویدیویی جدید پس از انتشار به سرعت درآمد کسب میکند.
the charity gala grosses funds for important causes.
گالا خیریه بودجهای را برای اهداف مهم جمعآوری میکند.
the fashion show grosses a lot of attention and money.
نمایش مد توجه و پول زیادی کسب میکند.
her new book grosses impressive sales figures.
کتاب جدید او آمار فروش چشمگیری کسب میکند.
the annual festival grosses a large crowd and revenue.
جشنواره سالانه جمعیت و درآمد زیادی کسب میکند.
grosses income
درآمد ناخالص
grosses profit
سود ناخالص
grosses sales
فروش ناخالص
grosses margin
حاشیه سود ناخالص
grosses revenue
درآمد ناخالص
grosses amount
مبلغ ناخالص
grosses figures
اعداد ناخالص
grosses costs
هزینههای ناخالص
grosses expenses
هزینههای ناخالص
grosses losses
خسارات ناخالص
the movie grosses over a million dollars on opening weekend.
فیلم در افتتاحیه آخر هفته بیش از یک میلیون دلار درآمد کسب میکند.
her art exhibition grosses more than expected.
نمایشگاه هنری او بیشتر از حد انتظار درآمد کسب میکند.
the concert grosses billions in ticket sales.
کنسرت میلیاردها دلار در فروش بلیط درآمد کسب میکند.
last year's event grosses significantly higher than the previous year.
رویداد سال گذشته به طور قابل توجهی بیشتر از سال قبل درآمد کسب میکند.
he reported that the business grosses a substantial profit annually.
او گزارش داد که کسب و کار به طور سالانه سود قابل توجهی کسب میکند.
the new video game grosses quickly after its release.
بازی ویدیویی جدید پس از انتشار به سرعت درآمد کسب میکند.
the charity gala grosses funds for important causes.
گالا خیریه بودجهای را برای اهداف مهم جمعآوری میکند.
the fashion show grosses a lot of attention and money.
نمایش مد توجه و پول زیادی کسب میکند.
her new book grosses impressive sales figures.
کتاب جدید او آمار فروش چشمگیری کسب میکند.
the annual festival grosses a large crowd and revenue.
جشنواره سالانه جمعیت و درآمد زیادی کسب میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید