groundsel

[ایالات متحده]/ˈɡraʊnd.səl/
[بریتانیا]/ˈɡraʊnd.səl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی از جنس سنسیو، که اغلب در مزارع و باغ‌ها یافت می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

common groundsel

بابونهٔ مشترک

groundsel plant

گیاه بابونه

groundsel weed

خزنده بابونه

groundsel species

گونه‌های بابونه

groundsel leaves

برگ‌های بابونه

groundsel flowers

گل‌های بابونه

groundsel habitat

زیستگاه بابونه

groundsel control

کنترل بابونه

groundsel growth

رشد بابونه

groundsel management

مدیریت بابونه

جملات نمونه

groundsel is often found in disturbed areas.

زالزالک اغلب در مناطق مختل شده یافت می‌شود.

many birds feed on groundsel seeds.

بسیاری از پرندگان از دانه‌های زالزالک تغذیه می‌کنند.

the leaves of groundsel can be used in herbal remedies.

برگ‌های زالزالک را می‌توان در درمان‌های گیاهی استفاده کرد.

groundsel is a common plant in urban gardens.

زالزالک یک گیاه رایج در باغ‌های شهری است.

some people consider groundsel a weed.

برخی افراد زالزالک را علف دانند.

groundsel can grow in a variety of soil types.

زالزالک می‌تواند در انواع مختلف خاک رشد کند.

groundsel blooms with small yellow flowers.

زالزالک با گل‌های زرد کوچک شکوفا می‌شود.

in some regions, groundsel is used in traditional cooking.

در برخی مناطق، زالزالک در آشپزی سنتی استفاده می‌شود.

groundsel can spread rapidly in favorable conditions.

زالزالک می‌تواند در شرایط مساعد به سرعت گسترش یابد.

gardeners often remove groundsel to maintain a tidy garden.

باغبانان اغلب زالزالک را برای حفظ یک باغ مرتب حذف می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید