grubber

[ایالات متحده]/ˈɡrʌbə/
[بریتانیا]/ˈɡrʌbər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که حفر می‌کند یا با جدیت کار می‌کند
Word Forms
جمعgrubbers

عبارات و ترکیب‌ها

grubber worm

کرم خرطال

grubber tool

ابزار خرطال

grubber handle

دسته خرطال

grubber hole

سوراخ خرطال

grubber roots

ریشه‌های خرطال

grubber rake

چنگال خرطال

grubber blade

تیغه خرطال

grubber grass

چمن خرطال

grubber soil

خاک خرطال

grubber patch

منطقه خرطال

جملات نمونه

he is quite the grubber when it comes to gardening.

او در مورد باغبانی واقعاً یک جمع کننده است.

she loves to grubber around in the kitchen.

او عاشق جمع کردن در آشپزخانه است.

as a grubber, he spends hours digging in the dirt.

به عنوان یک جمع کننده، او ساعت ها در خاک می داند.

the grubber found a rare plant in the forest.

جمع کننده یک گیاه کمیاب در جنگل پیدا کرد.

being a grubber means you appreciate the little things.

بودن یک جمع کننده به این معنی است که شما قدر چیزهای کوچک را می دانید.

he is known as a grubber among his friends.

او در بین دوستانش به عنوان یک جمع کننده شناخته می شود.

she has always been a grubber for knowledge.

او همیشه به دنبال دانش بوده است.

the grubber's enthusiasm is contagious.

اشتیاق جمع کننده مسری است.

being a grubber, he enjoys exploring new recipes.

به عنوان یک جمع کننده، او از کشف دستور العمل های جدید لذت می برد.

her grubber spirit drives her to try new things.

روحیه جمع کننده او را به امتحان چیزهای جدید سوق می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید