| جمع | grubbers |
grubber worm
کرم خرطال
grubber tool
ابزار خرطال
grubber handle
دسته خرطال
grubber hole
سوراخ خرطال
grubber roots
ریشههای خرطال
grubber rake
چنگال خرطال
grubber blade
تیغه خرطال
grubber grass
چمن خرطال
grubber soil
خاک خرطال
grubber patch
منطقه خرطال
he is quite the grubber when it comes to gardening.
او در مورد باغبانی واقعاً یک جمع کننده است.
she loves to grubber around in the kitchen.
او عاشق جمع کردن در آشپزخانه است.
as a grubber, he spends hours digging in the dirt.
به عنوان یک جمع کننده، او ساعت ها در خاک می داند.
the grubber found a rare plant in the forest.
جمع کننده یک گیاه کمیاب در جنگل پیدا کرد.
being a grubber means you appreciate the little things.
بودن یک جمع کننده به این معنی است که شما قدر چیزهای کوچک را می دانید.
he is known as a grubber among his friends.
او در بین دوستانش به عنوان یک جمع کننده شناخته می شود.
she has always been a grubber for knowledge.
او همیشه به دنبال دانش بوده است.
the grubber's enthusiasm is contagious.
اشتیاق جمع کننده مسری است.
being a grubber, he enjoys exploring new recipes.
به عنوان یک جمع کننده، او از کشف دستور العمل های جدید لذت می برد.
her grubber spirit drives her to try new things.
روحیه جمع کننده او را به امتحان چیزهای جدید سوق می دهد.
grubber worm
کرم خرطال
grubber tool
ابزار خرطال
grubber handle
دسته خرطال
grubber hole
سوراخ خرطال
grubber roots
ریشههای خرطال
grubber rake
چنگال خرطال
grubber blade
تیغه خرطال
grubber grass
چمن خرطال
grubber soil
خاک خرطال
grubber patch
منطقه خرطال
he is quite the grubber when it comes to gardening.
او در مورد باغبانی واقعاً یک جمع کننده است.
she loves to grubber around in the kitchen.
او عاشق جمع کردن در آشپزخانه است.
as a grubber, he spends hours digging in the dirt.
به عنوان یک جمع کننده، او ساعت ها در خاک می داند.
the grubber found a rare plant in the forest.
جمع کننده یک گیاه کمیاب در جنگل پیدا کرد.
being a grubber means you appreciate the little things.
بودن یک جمع کننده به این معنی است که شما قدر چیزهای کوچک را می دانید.
he is known as a grubber among his friends.
او در بین دوستانش به عنوان یک جمع کننده شناخته می شود.
she has always been a grubber for knowledge.
او همیشه به دنبال دانش بوده است.
the grubber's enthusiasm is contagious.
اشتیاق جمع کننده مسری است.
being a grubber, he enjoys exploring new recipes.
به عنوان یک جمع کننده، او از کشف دستور العمل های جدید لذت می برد.
her grubber spirit drives her to try new things.
روحیه جمع کننده او را به امتحان چیزهای جدید سوق می دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید