digger

[ایالات متحده]/'dɪgə/
[بریتانیا]/'dɪɡɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حفاری؛ حیوان حفر کننده

عبارات و ترکیب‌ها

dirt digger

کنده‌کننده زمین

gold digger

گودال‌کننده طلا

جملات نمونه

a digger of gardens; a digger for information; a digger of bones.

یک باستان‌کاوی؛ کسی که به دنبال اطلاعات می‌گردد؛ کسی که استخوان‌های حیوانات را پیدا می‌کند.

how are you, Digger?.

حالت چطوره، دیگِر؟

the diggers turned up the bones of a fifteen-year-old girl.

گودبرداران استخوان‌های یک دخترده‌ساله را کشف کردند.

Show me the nails and the posthole digger and I'll be able to do a job that pleases you."

ناخن‌ها و دستگاه حفر ستون را به من نشان بده تا بتوانم کاری انجام دهم که شما را راضی کند.

No gold-diggers either.To avoid mutual disappointment master's degree not reply, women enterpriser need not reply (tradeswoman and peddlers excepted).

هیچ گودبردار طلا هم نمی‌خواهیم. برای جلوگیری از ناامیدی متقابل، مدرک تحصیلی پاسخ ندهد، زنان کارآفرین نیازی به پاسخ ندارند (به جز زنان تجاری و دستفروش).

He used a digger to excavate the construction site.

او از یک دستگاه حفاری برای حفر محل ساخت و ساز استفاده کرد.

The digger unearthed a treasure chest buried in the backyard.

دستگاه حفاری یک صندوق گنج را که در حیاط پشتی دفن شده بود، کشف کرد.

The construction crew hired a digger to clear the land.

گروه ساختمانی یک دستگاه حفاری برای پاکسازی زمین استخدام کرد.

She watched in awe as the digger demolished the old building.

او با حیرت تماشا کرد که دستگاه حفاری ساختمان قدیمی را تخریب می‌کند.

The farmer used a digger to plant potatoes in the field.

کشاورز از یک دستگاه حفاری برای کاشت سیب‌زمینی در مزرعه استفاده کرد.

The digger operator carefully maneuvered the machine through tight spaces.

اپراتور دستگاه حفاری با دقت دستگاه را از میان فضاهای تنگ عبور داد.

The construction company invested in a new digger for their projects.

شرکت ساختمانی برای پروژه‌های خود در یک دستگاه حفاری جدید سرمایه‌گذاری کرد.

The digger scooped up a pile of rubble and deposited it into the truck.

دستگاه حفاری یک توده آوار را برداشت و آن را در کامیون ریخت.

The digger operator skillfully dug a trench for the pipeline.

اپراتور دستگاه حفاری با مهارت یک گودال برای خط لوله حفر کرد.

Children gathered around to watch the digger at the construction site.

کودکان دور دستگاه حفاری در محل ساخت و ساز جمع شدند تا تماشا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید